تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح الاشارات والتنبيهات — صفحة مقدمه 48

مساهمون:

صمقدمه ٤٨
ممكنات مىپردازد . امّا در بعضي از آثاري كه بعد از مباحث المشرقيّه نوشته است مانند « المحصّل » نظريهء أبو الحسن اشعرى وأبو الحسن بصرى را مورد تأييد قرارداده است ، يعنى وجود را مشترك لفظي وآن را نفس ماهيّت واجب وممكن دانسته است . وطبق تحقيق زرّكان فخر رازي بالآخرة در أواخر عمر به نظريهء زيادت وجود بر ماهيّت در واجب وممكنات بازگشته ودر آثاري مانند « المعالم في أصول الدّين » و « المطالب العالية » براي خداوند متعال مانند ممكنات ماهيّتى مجهولة الكنه فرض كرده ، ووجود أو را زائد بر ماهيّت أو دانسته است « 1 » . امّا در شرح إشارات پس از آن كه با شش دليل از قول حكما به ابطال مشترك لفظي بودن وجود مىپردازد « 2 » مىگويد : « وچون اين قسم ( يعنى مشترك لفظي بودن وجود ) باطل شد مىگوئيم : ثابت شد كه وجود خداى تعالى از حيث وجود بودن با وجود ممكنات مساوى است . واين از دو حال خارج نيست : يا وجودش مقارن با ماهيّت ديگرى است ويا اين كه چنين نيست . قسم اوّل عقيدهء بسيارى از متكلّمان است ومىگويند : وجود خداى متعال زائد بر ماهيّت أو وصفتي از صفات حقيقت اوست . وقسم دوّم عقيدهء أكثر فلاسفه است ومىگويند : وجود خداى تعالى عين حقيقت اوست . واز اين معنا تعبير مىكنند به اين كه : وجود أو عين ماهيّت اوست » « 3 » . أو سپس با چهار دليل نظريهء حكما را ابطال كرده واز نظر اشاعره يعنى زيادت وجود بر ماهيّت در واجب وممكن دفاع مىكند . والبتّه از اين كه أو برخلاف شيخ الرّئيس وجود را صفتي از صفات ماهيّت مىداند به خوبى مىتوان استفاده كرد كه در نظر أو اصالت با ماهيّت بوده ، ووجود مفهومي اعتباري وانتزاعي است كه بر همه به يك معنا اطلاق مىشود .

استدلال حكما بر نفى ماهيّت از واجب تعالى

فخر رازي دليل شيخ الرّئيس در ابطال عقيدهء كساني كه براي واجب تعالى ماهيّتى قائل شده ووجود أو را زائد بر ماهيّت أو دانسته‌اند چنين تقرير مىكند : « وجود خداى متعال اگر زايد بر ماهيّت أو باشد پس وجود أو ممكن خواهد بود . زيرا در
هامش
( 1 ) - محمد صالح الزرّكان ؛ « فخر الدّين الرّازى وآراؤه الكلاميّة والفلسفيّة » ؛ قاهره 1383 ه . ؛ صص 170 - 174 .
( 2 ) - همين كتاب ؛ ص 8 - 356 .
( 3 ) - همين كتاب ؛ ص 358 .