6 - اعتراض فخر رازي بر قاعدهء « الحقّ ماهيّته إنّيّته »
از مسائل مربوط به وجود مسئلهء « بداهت مفهوم وجود » ؛ « مشترك لفظي يا معنوي بودن وجود » و « عينيّت يا مغايرت مفهومي وجود با ماهيّت » از قديم در ميان فلاسفه ومتكلّمان اسلامى مطرح بوده است .
در مسألهء اوّل همه قائل به بداهت مفهوم وجود بودهاند . در مسألهء دوّم وسوّم به غير از أبو الحسن اشعرى وأبو الحسين بصرى - كه بنا به نقل صاحب « مواقف » - به اشتراك لفظي وجود وعينيّت آن با ماهيّت در همه چيز قائل بودهاند ؛ ديگران به اشتراك معنوي وجود قائل شدهاند . امّا متكلّمان اشعرى آن را در همه جا زائد بر ماهيّت ، وفلاسفه وأكثر معتزله آن را در ممكنات زائد بر ماهيّت ودر واجب تعالى عين ماهيّت دانستهاند « 1 » .
امّا در مورد مسأله اصالت وجود يا اعتباريت آن در آثار حكما ومتكلّمان قبل از ملّاصدرا هنوز بحث مستقلّى تحت عنوان « اصالت وجود » يا « اصالت ماهيّت » ديده نمىشود . حتّى اينكه به شيخ اشراق نسبت داده مىشود كه أو اصالت ماهيّتى بوده است دليلش اين است كه ايشان در كتاب « حكمة الاشراق » بحثي تحت عنوان « حكومة في عدم زيادة الوجود على الماهيّة في الخارج » طرح كرده است . يعنى قبل از شيخ اشراق مسأله زيادت وجود بر ماهيّت در ذهن مطرح بوده است ، امّا أو اثبات كرد كه در خارج وجود وماهيّت دو چيز نيستند وچون أو فرض كرده بود كه ماهيّت عينيّت دارد ، پس اگر وجود امرى اعتباري وانتزاعي نباشد لازم مىآيد كه در خارج امرى زائد بر ماهيّت بوده باشد . امّا توجّه به اين نكته لازم است كه اگر چه در آثار حكماى قبل از صدر المتألّهين شيرازي عنوان مستقلّى به نام « اصالت وجود » هنوز منعقد نشده ومسألهاى با اين عنوان براي آنها مطرح نبوده است ، ولى از بعضي مواضع سخنان ايشان مىتوان نظر آنها را دربارهء اين مسأله مهم وسرنوشت ساز فلسفي فهميد . يكى از جاهائى كه مىتوان به آن استشهاد كرد كه همهء حكماى اسلامى در واجب تعالى وجود را أصيل مىدانستهاند همين مسأله « نفى ماهيّت از واجب الوجود » است . بعلاوة در آثار بعضي از ايشان وخصوصا ابن سينا كلماتي وجود دارد كه مىتوان به آنها استشهاد كرد كه أو حتّى در ممكنات هم وجود را أصيل وماهيّت را اعتباري مىدانسته است . از جملهء آنها سخنى است كه شيخ الرّئيس در فصل هفدهم از نمط چهارم « إشارات » گفته است . ترجمه عبارات أو اين است :
هامش
( 1 ) - ر . ك : قاضى عضد الدّين ايجى ؛ « الموقف في علم الكلام » ؛ الموقف الثّانى ؛ المرصد الأوّل ؛ المقصد الثّالث ؛ بيروت ( عالم الكتب ) ؛ ص 9 - 48 .