مىبيند » . « 1 »
2 - همو از يعقوب بن جعفر از امام كاظم عليه السلام آورده است ، فرمود : « من نمىگويم ؛ خدا قائم است تا او را از جا و مكانى زايل و به مكانى محدود كنم كه آنجاست و او را محدود نمىكنم كه با اركان و جوارح حركت مىكند و با گشودن لب ( سخن گويد ) ولى چنان توصيف مىكنم كه فرموده است :
« كُنْ فَيَكُونُ »
« 2 » به محض مشيّت ، بدون ترديدى در دل ! زيرا كه او صمد و يكتاست نياز به شريك ندارد تا چيزى از ملك او را ياد آورد و درى از دانش به روى او باز كند » . « 3 »
3 - طبرسى به اسناد خود از يعقوب بن جعفر . . . « 4 »
4 - همو به سند خود از حسن بن راشد نقل كرده است ، مىگويد : از امام كاظم عليه السلام راجع به معناى قول خداى تعالى :
« الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى »
. « 5 » پرسيدند ، فرمود : « يعنى او بر همه چيز از ريز و درشت استيلا و برترى دارد ! » .
نيز از همين راوى نقل كرده است ، مىگويد : مردى به نام عبدالغفّار ، هم نام اباابراهيم موسى بن جعفر عليهما السلام از قول خداى تعالى :
« ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى »
« 6 » پرسيد ، گفت : به نظر من آنجا بيرون از حجابها بوده و درحال نزديك شدن به زمين . و محمّد صلى الله عليه و آله و سلم پروردگار خود را به چشم
هامش
( 1 ) - كافى : 1 / 125 .
( 2 ) - يس / 82 : بشو ! پس مىشود .
( 3 ) - كافى : 1 / 125 .
( 4 ) - احتجاج : 2 / 156 . اين حديث عين شمارهء ( 1 ) بود ، تنها جمله آخر ( و توكّل . . . ) نداشت - م .
( 5 ) - طه / 5 : خداى رحمان بر عرش مسلّط است .
( 6 ) - نجم / 8 و 9 : سپس نزديك و نزديكتر شد تا اينكه فاصلهء دو كمان يا كمتر شد .