كاظم عليه السلام شنيدم درحالى كه با يك راهب نصرانى سخن مىگفت ، در يكى از مناظراتش با وى فرمود : « خداى تبارك و تعالى بالاتر و برتر از آن است كه به داشتن دست يا پا با حركت يا سكون محدود شود و يا به طول و عرض توصيف گردد . يا اينكه اوهام به او برسد و يا صفت عقلها او را احاطه كند .
او پندها و وعده و عيدش را فرو فرستاده و بدون لب و زبان فرمان داده است . ولى هر آنچه را كه اراده فرمايد ، بگويد : بشو ! بشود ؛ بهصورت خبر ، چنان كه در لوح اراده فرموده است » . « 1 »
5 - همو از محمّد بن فرج رخجى نقل كرده ، مىگويد : به امام كاظم عليه السلام نامهاى نوشتم و از او دربارهء آنچه هشام بن حكم راجع به جسم بودن و هشام بن سالم راجع به صورت داشتن خدا گفتهاند پرسيدم ، در پاسخ نوشت : « سردرگمى سرگردان را از خودت دور كن و از شر شيطان بهخدا پناه ببر ! سخن درست آن نيست كه آن دو هشام گفتهاند ! » . « 2 »
7 - « 3 » شيخ مفيد از سليمان بن جعفر جعفرى نقل كرده است ، مىگويد : از امام كاظم عليه السلام شنيدم كه به پدرم مىفرمود : « چه شده است كه تو را نزد عبدالرحمان بن يعقوب مىبينم ؟ » عرض كرد ، او دائى من است . امام عليه السلام فرمود : « آن مرد دربارهء خدا سخن هولانگيزى مىزند او را ( به داشتن جسم و صورت ) وصف مىكند و حال آنكه خداوند به وصف در نيايد .
بنابراين يا با او همنشين شو و ما را ترك كن و يا با ما همنشين باش و او
هامش
( 1 ) - توحيد : ص 75 .
( 2 ) - همان : ص 97 .
( 3 ) - حديث شمارهء ( 6 ) از توحيد : ص 99 بى كم و زياد عين حديث شمارهء ( 1 ) بودم .