گفتم : سرورم ! مرا از آتش دوزخ خلاص كنيد ؛ چرا كه امام صادق عليه السلام فرمود : « شما قائم به اين امر ( امامت ) هستيد » فرمود : « مگر من قائم به امر نبودم ؟ - سپس فرود : - يا حسن ! هيچ امامى نيست كه در بين امّتى قائم باشد مگر قائم ايشان است تا وقتى كه از ميان آنها برود ، آنكه پس از وى مىآيد ، او قائم و حجت است تا وقتى كه از ميان ايشان ناپيدا شود ! بنابراين همهء ما ( امامان ) قائم هستيم ! بنابراين تمام رفتارى را كه با من داشتى با پسرم على عليه السلام داشته باش ! بهخدا سوگند من خود اين كار را نكردهام بلكه خداوند بهخاطر محبّتى كه به او دارد با او چنين كرده است » . « 1 »
45 - از موسى بن بكر نقل كرده است ، مىگويد : خدمت امام كاظم عليه السلام بودم ، به من فرمود : « امام صادق عليه السلام مىفرمود : خوشبخت است كسى كه نميرد تا جانشين خود را ببيند ! - سپس به پسرش على عليه السلام اشاره كرد و فرمود - خداوند جانشين مرا به من نشان داد » . « 2 »
46 - همو از حسن بن فضّال نقل كرده است ، مىگويد : از على بن جعفر شنيدم ، فرمود : خدمت برادرم موسى بن جعفر عليهما السلام بودم ، بهخدا كه او پس از پدرم حجت بود ، ناگهان پسرش على عليه السلام از راه رسيد ، برادرم فرمود : يا على ! اين صاحب تو است و او نسبت به من به منزلهء من نسبت به پدرت مىباشد پس خدا تو را بر دينت استوار بدارد ! » با شنيدن كلام امام من گريه كردم با خود گفتم : بهخدا كه او خبر مرگ خود را به من داد ! فرمود : « يا على ! ناگزير مقدّرات الهى دربارهء من انجام مىگيرد و مرا به
هامش
( 1 ) - غيبت شيخ : ص 27 .
( 2 ) - همان : ص 28 .