48 - از زياد قندى و ابن مسكان نقل كرده ، مىگويد : ما خدمت امام كاظم عليه السلام بوديم ، فرمود : « اكنون بهترين فرد روى زمين بر شما وارد مىشود ! » ابوالحسن الرّضا كه هنوز پسربچهاى بود وارد شد ، گفتيم :
بهترين فرد روى زمين ! سپس نزديك او شد ، او را در آغوش گرفت و بوسيد و گفت : « پسرم ! فهميدى اين دو نفر چه گفتند ؟ گفت : آرى سرورم آنها دربارهء من ترديد دارند » .
على بن اسباط مىگويد : اين حديث را براى حسن بن محبوب نقل كردم ، گفت : او حديث را پاره كرده است ، نه اين طور نيست بلكه علىّ بن رآب نقل كرد كه امام كاظم به آن دو نفر فرمود : « اگر شما دو نفر حق او را انكار يا به او خيانت كنيد لعنت خدا ، فرشتگان و همهء مردم بر شما باد ! اى زياد تو و اصحابت هرگز خوشرفتار نبوديد » .
علىّ بن رآب مىگويد : زياد قندى را ملاقات كردم ، گفتم : اطّلاع يافتم كه امام كاظم عليه السلام به تو چنين و چنان گفت ؟ در جواب من گفت : من گمان مىكنم كه عقلت زايل شده است ! اين را گفت و رفت و مرا واگذاشت و من هم ديگر با او حرف نزده و برخورد نكردهام !
حسن بن محبوب مىگويد : ما همچنان منتظر بوديم كه امام كاظم عليه السلام زياد را فراخواند تا اينكه زمان امام رضا از او ظاهر شد آنچه شد و او بىدين از دنيا رفت . « 1 »
هامش
( 1 ) - غيبت شيخ : ص 45 .