تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
اينكه صبح طلوع كرد ، او را ديدم ، گفتم : تأخير تو باعث اندوه من شد ، چه اتفاقى افتاده بود ؟ گفت : تمام اين مدت را در ابطح خدمت امام كاظم عليه السلام بودم و پسرش نيز طرف راست او بود . فرمود : « اى ابوالفضل - يا زياد ! - اين پسر من ، گفته و عملش گفتار و عمل من است . اگر خواسته‌اى داشتى از او بخواه و سخن او را قبول كن ! زيرا كه او چيزى از طرف خدا نمىگويد جز به حق » . پسر ابوسعيد مىگويد : هرقدر كه خدا خواسته بود ما درنگ كرديم تا براى برامكه آن حادثه اتفاق افتاد پس زياد به ابوالحسن الرضا عليه السلام طى نامه‌اى نوشت كه آيا اين حديث را اظهار كند يا مخفى بدارد ؟ امام رضا عليه السلام در پاسخ او نوشت : « اظهار كن ، باكى از جانب ايشان بر تو نيست ! » . زياد اظهار كرد . چون حديث را نقل كرد ، گفتيم : اى ابوالفضل ! چه چيز مىتواند برابر اين امر باشد ؟ گفت : اكنون وقت آن سخن نيست . ابوسعيد مىگويد : در كوفه و بغداد در هر جا اصرار كردم ، همان حرف را مىزد تا اينكه در آخرين كلامش گفت : واى بر تو ! تمام اين احاديثى را كه ما نقل كرديم ، باطل است ! « 1 » 44 - شيخ ابوجعفر طوسى از حسن بن حسن نقل كرده است ، مىگويد : به امام كاظم عليه السلام گفتم : سئوالى دارم از شما بپرسم ؟ فرمود : « از امامت بپرس ! » گفتم : منظور شما كيست ؟ من كه غير از شما امامى نمىشناسم ! فرمود : « پسرم على عليه السلام كه كنيه‌ام را به او بخشيده‌ام » .
هامش
( 1 ) - رجال كشى : 396 . زياد فريب شيطان را خورد ، به‌خاطر اموالى كه به دستش رسيده بود - بعضى گفته‌اند هفتاد هزار دينار - باعث گرايش به مذهب واقفى شد ( جامع الرّواة ) - م .
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 233 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى