است كه در حق على بن ابىطالب عليه السلام ستم كرده و امامت او را پس از محمّد صلى الله عليه و آله و سلم انكار كرده باشد ! » . محمّدبن سنان مىگويد : از اين سخنان امام عليه السلام فهميدم كه خبر از شهادت خود مىدهد و بر امامت پسرش راهنمايى مىكند ! گفتم : بهخدا سوگند اگر خداوند عمر مرا طولانى كند من حق ( امامت ) آن حضرت را ادا خواهم كرد و به امامت او اقرار خواهم نمود ، و گواهى مىدهم كه او پس از شما حجت خدا بر خلق و فرا خوان به دين اوست . فرمود : « يا محمّد ! خداوند عمر تو را طولانى مىكند و تو مردم را به امامت او و امامت جانشين او پس از وى دعوت مىكنى » .
گفتم : فدايت شوم جانشين او كيست ؟ فرمود : « پسر او محمّد » . عرض كردم : پس بايد راضى و تسليم بود ! فرمود : « آرى ، در كتاب اميرالمؤمنين عليه السلام چنين يافتم . بدان كه تو در بين شيعيان ما آشكارتر از برق در شب تاريكى ! » سپس فرمود : « يا محمّد ! مفضّل همدم و مايه آرامش من است و تو همدم آن دو باعث آرامش هر دوى آنهايى ، بر آتش دوزخ حرام است كه هرگز با بدن تو برخورد كند » . « 1 »
42 - از اصل زيد نرسى به نقل از امام كاظم عليه السلام آورده است ، فرمود :
« هر كس اين پسرم را - اشاره به امام رضا عليه السلام كرد - زيارت كند ، بهشت براى اوست » . « 2 »
43 - كشى از ابن ابى سعيد زيات نقل كرده است ، مىگويد : با زياد قندى راهى حج شديم شب و روز در بين راه مكه و در خود مكه و طواف هرگز از هم جدا نمىشديم ، سپس شبى بهسراغ او رفتم او را نديدم تا
هامش
( 1 ) - عيون الأخبار : 1 / 31 .
( 2 ) - اصل زيد نرسى مخطوط .