تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
بن اسماعيل بن صادق ( عليه السلام ) همراه عمويش موسى كاظم عليه السلام بود ، براى او نامه‌هاى آن حضرت را به شيعيان وى به اطراف عالم مىنوشت ، همين كه هارون وارد حجاز شد او از عمويش نزد هارون سخن‌چينى كرد و گفت : من نمىدانستم كه در اين سرزمين دو خليفه است كه براى هر دو ماليات مىآورند ! هارون گفت : واى بر تو ، من و ديگر چه كسى ؟ گفت : موسى بن جعفر و تمام اسرار آن حضرت را فاش كرد ، از اين رو هارون او را دستگير كرد ومحمّد در نزد هارون راه خطا را رفت و موسى كاظم عليه السلام بر او نفرين كرد و خداوند دربارهء او و فرزندانش دعاى آن حضرت ( نفرين او ) را مستجاب كرد . در روايتى آمده است كه‌محمّد بن اسماعيل خدمت آن حضرت آمد و اجازهء ورود خواست امام عليه السلام اجازه داد . عرض كرد : عموجان ! دوست داشتم مرا توصيه‌اى مىفرموديد ! امام عليه السلام فرمود : « توصيهء من اين است كه از خدا بترسى دربارهء خون من ! » و كيسه‌اى و كيسهء ديگرى به او مرحمت كرد و دستور داد هزار و پانصد درهم به او دادند . با اين همه‌محمّد بن اسماعيل نزد هارون آمد و وارد شد و از عمويش سعايت كرد ، هارون دستور داد صد هزار درهم به او دادند ، همين كه پولها را گرفت آمد و وارد منزل خود شد ، در دل شب دردگلويى ( خفقانى ) او را گرفت و مرد . نقل كرده‌اند كه چون هارون وارد مدينه شد ، دستور داد موسى بن جعفر عليهما السلام را دستگير كنند . او كه بالا سر قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نماز مىخواند ، نمازش را قطع كردند و بردند درحالى كه او گريه مىكرد و مىگفت : « يا رسول اللَّه ! به تو شكايت مىكنم ! » . هارون او را به زنجير