تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
عمر بن واقد مىگويد : ما همچنان بوديم تا غسل دادند و كفن كردند و بدن را برداشتند و سندى بن شاهك خود بر او نماز خواند ، به خاك سپرديم و برگشتيم ! مىگويد : كسى از من آگاه‌تر به وضع موسى بن جعفر نيست چگونه شما مىگوييد : او زنده است درحالى كه من خود او را به خاك سپردم ! « 1 » 10 - همو از حسن بن عبداللَّه صيرفى به نقل از پدرش آورده است ، مىگويد : چون موسى بن جعفر عليهما السلام به دست سندى بن شاهك به شهادت رسيد ، روى ( تختهء ) تابوتى برداشتند و جلوى تابوت صدا مىزدند : اين امام شيعيان است ، بشناسيد ! همين كه او را به محل توقف پليس آوردند چهار نفر به پا خاستند و صدا مىزدند : توجّه ! هر كه مىخواهد به ناپاك فرزند ناپاك ( نعوذباللَّه ) موسى بن جعفر ( عليهما السلام ) بنگرد ، بيرون بيايد ! سليمان بن ابى جعفر ، با شنيدن اين صدا از كاخ خود كنار شط بيرون آمد ، صداى فرياد و غوغا را شنيد به پسران و غلامانش گفت : چه خبر است ؟ خبر آوردند كه سندى بن شاهك دستور داده ، بر جنازهء موسى بن جعفر ( عليهما السلام ) چنين فريادى بزنند ! سليمان به پسران و غلامانش گفت : ممكن است او همين رفتار را در طرف غربى ( شط ) نيز انجام دهد ! همين كه آن را عبور دادند با غلامانتان فرود آييد و تابوت را از دست آنها بگيريد و اگر مانع شدند ، آنها را بزنيد و لباس ( پليسى ) تنشان را پاره كنيد ! راوى مىگويد : همين كه جنازه را عبور دادند ، پسران سليمان و
هامش
( 1 ) - كمال الدّين : ص 37 .