زهر ريخت و به دستور هارون آنها را خدمت امام عليه السلام فرستاد و چون مسموم كرد شاهدانى را فرستاد تا شهادت دهند كه خرما و ريحان از محصول املاك وى بوده است ! ولى همين كه خدمت امام عليه السلام رسيدند ، به ايشان فرمود : « فلانى ! فلانى ! داخل اين و اين زهر ريخته بودند ( به من خوراندند ) فردا بدن من زرد و سرخ مىشود و پس فردا سياه مىشود و مىميرم ! » شاهدان با شنيدن اين سخنان ، از نزد وى برگشتند و همانطور شد كه فرموده بود و پسرش علىّ الرضا عليه السلام امر او را عهدهدار شد و در بغداد ، گورستان قريش در بقعهاى دفن شد كه پيش از وفاتش براى خود خريده بود . درگذشت آن حضرت در زندان مسيّب بود ، همان مسجدى كه در دروازهء كوفه قرار دارد ؛ آن جا كه درخت سدر است . « 1 »
14 - صدوق از قول جمعى از بزرگان اهل مدينه نقل كرده است ، مىگويند : چون پانزده سال از سلطنت رشيد گذشت ، ولىّ خداموسى بن جعفر عليهما السلام وسيلهء زهر به شهادت رسيد زهرى كه سندى بن شاهك به دستور هارون در زندان معروف به « دار مسيّب » دمِ دروازهء كوفه در آنجا كه درخت سدر است به آن حضرت خوراند .
در روز جمعه پنجم رجب سال 183 هجرى امام عليه السلام به جانب رضوان و كرامت الهى شتافت درحالى كه عمر آن حضرت پنجاه و چهار سال تمام بود و تربت شريف او در مدينة السّلام سمت غربى باب التّبن در مقبرهء معروف به مقابر قريش قرار دارد . « 2 »
15 - همو از عمر بن واقد نقل كرده است ، مىگويد : چون هارون از
هامش
( 1 ) - دلائل الامامه : ص 147 .
( 2 ) - عيون الأخبار : 1 / 99 .