عمر تو را طولانى كند ! اگر مصلحت ديدى مرا خبر مخصوص از حال خودت و عظمت اين مصيبت و تسليت در آنباره را بنويسيد زيرا كه براى من اطّلاع از خبر و حال شما در آنباره مهم است .
خداوند برترين باز دادن نعمت خود را بر تو ارزانى دارد و كرامت خود را در نزد تو پايدار كند ! درود و رحمت و بركات خدا بر تو ! اين نامه در روز پنجشنبه شب نهم ربيع الاول سال 170 نوشته شد . » « 1 »
3 - شيخ صدوق از صالح بن على بن عطيّه نقل كرده است ، مىگويد :
علّت آوردن موسى بن جعفر عليهما السلام به بغداد آن بود كه هارون الرّشيد خواست زمام امر را به محمّد ( امين ) پسر زبيده بسپارد درحالى كه او چهارده پسر داشت ، سه تن از آنها را برگزيد : محمّد پسر زبيده را وليعهد خود و عبداللَّه مأمون را پس از پسر زبيده و قاسم مؤتمن را پس از مأمون قرار داد و خواست كه در آنباره محكم كارى كند و آن را چنان مشهور و زبانزد كند كه خاص و عام مطلع شوند . از اين رو در سال 179 راهى حج شد و به سراسر عالم نوشت : فقيهان ، عالمان ، قاريان و اميران را فرمان داد تا ايّام موسم حج در مكه حاضر باشند و خود راه مدينه را پيش گرفت .
هامش
( 1 ) - قرب الاسناد : ص 126 . اين حديث همان طورى كه مؤلف ژرفنگر با توجه به محتوا ، نوشته است : « مجهول و مرسل است ، هيچ اعتبارى ندارد ! » ، اينجانب نيز تنها بهخاطر تعهّد اخلاقيم در حفظ امانت ، ناگزير از ترجمه اين حديث شدم ، اما نه از نظر انسجام عبارات و نه سبك گفتار به هيچوجه در خور ترجمه نبود ، بهويژه كه انتساب چنين مطالب متملّقانه ، در شأن امام معصوم كه نه ، بلكه يك فرد با شخصيّت معمولى نيست ، با عرض معذرت به پيشگاه امام معصوم عليه السلام و پوزش از خوانندهء گرامى - م .