بخارا مىزيستهاند واز ايشان أبو إبراهيم إسماعيل بن أحمد چاچى ( شاشى ) عامري است كه ثعالبى در يتيمة الدّهر ترجمهء أحوال أو را آورده ونمونههايى از شعر أو نقل كرده است ودربارهء أو گويد : « پديد آمدن أبو محمد مطرانى با آن شعر بلند وشيوايى كلام از چاچ مايهء شگفتى همگنان بود وچون إسماعيل از آن شهر ظهور كرد با آن درجه از فصاحت وهنر ومهارت ، جا دارد كه گفته شود « سيل آمد وآباديها را با خود برد » . أو يكى از افراد درگاه صاحب بود واز كساني كه از خدمت أو نامآور شدند واگر بيمارى أو را از پا در نياورده بود اكنون در بلندترين مرتبه بود » . « 19 » أبو إبراهيم عامري از جمله « شاعرانى بود كه از أطراف عالم به درگاه صاحب مىآمدند » ، « 20 » أو به رى آمد وفخر الدولهء بويهى را مدح گفت . شرح حال أو در دمية القصر نيز آمده است . « 21 »
در سمرقند نيز از خاندان أحمد بن إسماعيل بن عامر - رئيس سمرقند - معروف به أبو بكر سمرقندى است كه از علماى حديث بوده ونام أو در تاريخ نسف « 22 » آمده ودر 321 ه در بخارا وفات يافته است . در سمرقند عامري ديگرى به نام أبو المعالي محمد بن نصر بن منصور مكنّى به « أبو بكر عامري مدنى خطيب بود كه در ميان أهل علم آن روزگار از جهت طول عمر - متجاوز از صد - نيز معروفيت داشت « 23 » [ و ] در حوالي سال 405 ه به دنيا آمده بود . وبه گفتهء عمر بن محمد بن أحمد نسفى در سال 555 در سمرقند وفات يافته بود » . « 24 »
هامش
( 19 ) . ثعالبى ( أبو منصور ، عبد الملك بن محمد بن إسماعيل ، يتيمة الدهر في محاسن أهل العصر ، به كوشش محمد محيي الدين عبد الحميد ، ج 3 ، مطبعة السعادة ، مصر ، 1377 ه ، ص 382 .
( 20 ) . همان ، ص 95 - 385 . ثعالبى در كتاب الكناية والتعريض ، چ 1 ، مطبعة السعادة ، قاهره ، 1908 ، ص 18 ، برخى از اشعار أبو الحسن عامري را نيز نقل كرده است .
( 21 ) . الباخرزى ( أبو الحسن علي بن الحسن بن علي ) ، دمية القصر وعصرة أهل العصر ، ج 2 ، به كوشش عبد الفتاح محمد الحلو ، دار الفكر العربي ، مطبعة المدني ، قاهره ، 1971 ، ص 131 .
( 22 ) . محيي الدين قرشي ، الجواهر المضيّة ، ج 1 ، ص 61 .
( 23 ) أبو بكر عامري از علماى قرون پنجم وششم است وذكر نام أو در رديف رجال قرن چهارم مناسبتى ندارد ، جز اينكه نويسنده هر جا به كلمهء عامر يا عامري برخورده براي اثبات دعوى خود ذكر كرده است ، وعمدهء كوشش أو پيوند همهء عامريها وعامرها با يكديگر ووصل آن به قبيلهء بنى عامر است تا به كمك نويسندهء كتاب عروبة العلماء ، برخلاف خواست خود ، ثابت كند كه در بلاد عرب ، مدرسه وعالم نبوده وهمهء علاقهمندان به علم ودانش به فارس ونيشابور وبلخ وهرات وبخارا سفر مىكردهاند ، وبدين وسيله نه تنها بطلان مدّعاى خود ، بلكه چيزهاى ديگرى را نيز معلوم كند . - م .
( 24 ) . همان ، ج 2 ، ص 137 - 136 . ملاحظه مىشود كه در سال ولادت أو اختلافى وجود دارد . قرشي گويد : أبو المعالي عامري در 405 تولد يافته است وعلاء الدين سمرقندى در تحفة الفقهاء ( چ 1 ، ج 1 ، به كوشش محمد زكى عبد البر ، إدارة احياء التراث الاسلامي ، قطر ، 1988 ) مىگويد « در 405 ولادت يافت » ( ص 16 ) . وشايد روايت قرشي درستتر باشد [ در اينجا هر دو عدد 405 است ومسلما غلطى در كار است . - م . ]