تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
دست رفته وتصرّف نيشابور از فخر الدولة كمك خواست وموفق شد نيشابور را از دست سيمجوريان بيرون آورد ، ليكن أبو الحسن سيمجور وپسرش أبو على با مساعدت پسر عضد الدولة كه خواهان جانشينى پدر بود بزودى توانستند تاش را از نيشابور بيرون رانند . أبو العباس تاش ناچار راهى گرگان شد تا با فخر الدولة كه هنوز در گرگان مانده بود تدبيري بينديشد . « فخر الدولة مقدم أو را گرامى داشت وبا أو نيكويى كرد وگرگان ودهستان واسترآباد را بدو سپرد . » « 112 » تاش سه سال واندى در گرگان بود « 113 » و « در سال 377 ه وباي سختى در گرگان شيوع يافت وجمع كثيرى از سرداران سپاه ، أعيان رجال وخويشان وعاملان ونويسندگان ديوان وغلامان أو جان دادند ودر آخر خود أو نيز بيمار شد وعلاج أو ممكن نگشت واز دنيا رفت . » « 114 » أعيان حكومت بر آن اتفاق كردند كه شخصي از خواهر زادگان أو را بر جاى وى بنشانند ، پس از مدتي أوضاع در گرگان وحوالي آن پريشان شد واتّفاق دولتيان به نفاق بدل شد وهر گروه به راهى رفتند ، گروهى به فخر الدولة پيوستند وخواص تاش راهى خراسان شدند . « 115 » اين پايان كار أبو العباس تاش بود . اما أبو الحسن سيمجور در مقام سپهسالارى خراسان باقي ماند تا آنكه أبو على محمد بن عيسى دامغانى در جمادى الآخر سال 377 ه ، وبه قولي ديگر در 379 ه ، « 116 » به جاى ابن عزيز به وزارت سامانيان منصوب شد واين وزير نيز از مقام خود معزول گشت وأبو نصر أحمد بن أحمد بن أبي زيد به وزارت رسيد وأو در سال 382 ه وفات يافت . « 117 » أبو نصر أديب بود وبديع الزمان همداني أو را مدح كرده است . « 118 » پس از مرگ وى مجددا دامغانى وزير شد وآن در شرايطى بود كه دولت سامانى روزهاى آخر خود را مىگذرانيد . أبو الحسن سيمجور نيز « در تفرّجگاهى از باغهاى نيشابور » « 119 » در آخر ذي القعدهء سال 378 ه در كنار كنيزك خود در بستر درگذشت . « 120 »
هامش
( 112 ) . ابن أثير ، الكامل ، مجلّد 7 ، ص 411 . نيز رجوع شود به : منينى ، الفتح الوهبى ، ج 1 ، ص 139 - 137 .
( 113 ) . ابن أثير ، الكامل ، مجلد 7 ، ص 411 .
( 114 ) . منّينى ، الفتح الوهبى ، ج 1 ، ص 149 ، « السهمي » در كتاب خود ، تاريخ جرجان ، ( به كوشش محمد عبد العميد خان ، چ 3 ، عالم الكتب ، بيروت ، 1981 ) گويد : « سپهسالار تاش در 378 ه در گرگان مىزيست » ( ص 190 ) .
( 115 ) . منّينى ، الفتح الوهبى ، ج 1 ، ص 151 - 149 .
( 116 ) . همان ، ص 152 .
( 117 ) . گرديزى ، زين الاخبار ، ص 57 .
( 118 ) . منّينى ، الفتح الوهبى ، ص 152 .
( 119 ) . همان ، ص 153 .
( 120 ) . نرشخى ، تاريخ بخارا ، ص 134