پس از أبو الحسن پسرش أبو على سيمجور زمام أمور خراسان را به دست گرفت وبا تركان همدست شد تا پادشاهى سامانيان را ميان خود وايشان تقسيم كند وچون « فائق خاصه » حاكم مرو الرود از كار پسر سيمجور آگاه شد با لشكر خويش به بخارا هجوم برد « در روز يكشنبه سوم ربيع الآخر سال 380 ه » « 121 » پادشاه سامانى به واسطهء تمرّد سران سپاه وواليان ، به اميد پيشگيرى از زوال دولت ، از سبكتگين يارى خواست واين آخرين ضربه بود بر پيكر دولت آل سامان وانتقال قدرت ، پس از مرگ عبد الملك آخرين پادشاه آن دودمان ، به خاندان غزنوى .
4 . أوضاع فرهنگى در دولت سامانى
در تاريخ تمدن وفرهنگ اسلامى هيچ سرزمينى را نمىشناسيم كه از جهت كثرت عالمان وقاريان ومفسّران ومحدّثان وفقيهان ولغويان واديبان وشاعران ومتكلمان مسلمان ويهودي ونصراني وزرتشتى ومدافعان مذاهب ومكاتب مختلف كلامي أعم از ميانهرو وافراطى ، بتواند با عراق برابرى كند ، مگر إقليم خراسان . از اين رو اداى حق اين إقليم از توان يك پژوهنده ، بلكه يك نسل از پژوهندگان خارج است . بنا بر اين ما در اين مبحث سخن را تنها به جنبههايى منحصر مىكنيم كه بتواند خطوط اصلى چهرهء فرهنگى خراسان را براي خواننده رسم كند ، تا بدين وسيله بتوانيم محيط فرهنگى ويژهاى را كه فيلسوف أبو الحسن عامري در آن پرورش يافته است معرفى نماييم .
مقدسي كه در نيمهء قرن چهارم از خراسان ديدن كرده است ، چنين مىنويسد : « خراسان از حيث علم وفقه از همهء أقاليم برتر است ، در آنجا يهودي بسيار است ونصراني اندك ، وپيروان مذاهب مجوسي كم وبيش يافت مىشود وأولاد على ( رض ) در نهايت رفعت . . . ومذاهب [ أهل خراسان ] بر اعتقاد صحيح استوار است ، جز خوارج در نواحي سيستان وهرات ودر نيشابور معتزليان بسيارند ، اما غلبه با آنها نيست ، شيعه وكراميه نيز آوازهاى دارند . غلبه در خراسان با حنفيان است ، مگر در چاچ ونسا وسواد بخارا . . . كه شافعىاند . كراميان در هرات سر وصدايى دارند ودر روستاهاى هيطل اقوامى هستند كه آنها را « سپيدجامگان » گويند ومذاهب ايشان نزديك به زندقة است ، وبيشتر مردم ترمذ از جهميّهاند . « 122 »
هامش
( 121 ) . منّينى ، الفتح الوهبى ، ج 1 ، ص 165 .
( 122 ) . مقدسي ، أحسن التقاسيم ، ص 323 . اما « سپيدجامگان » پيروان عقيدهاى متأثر از مذهب بودايىاند نزديك به سرزمين هيطل .