تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
در همين سال عضد الدولة با برادر خود فخر الدولة به جنگ برخاست تا أو را از سرزمينهايى كه پدرش ركن الدولة به وى واگذار كرده بود بيرون راند « 97 » فخر الدولة مجبور به فرار شد وبه گرگان رفت تا از شمس المعالي قابوس بن وشمگير بر ضدّ برادر خويش يارى جويد « 98 » وعضد الدولة از برادر ديگرش مؤيد الدولة خواست به سوى گرگان لشكركشى كند . مؤيد الدولة از رى به قصد گرگان حركت كرد « 99 » ودر نبرد آن دو را مغلوب ساخت ، فخر الدولة وقابوس به نيشابور گريختند واز أبو العباس تاش يارى خواستند وبلا فاصله أمير نوح از تاش خواست تا ايشان را در باز پس گرفتن گرگان يارى كند ، از اين رو تاش به جنگ با مؤيد الدولة رفت ، ليكن وضع نبرد دگرگون شد وتاش روى به هزيمت نهاد وبه سوى نيشابور عقب‌نشينى كرد . « 100 » در آن هنگام كه تاش سرگرم جنگ با مؤيد الدولة بود أبو الحسن بن سيمجور سخت در تلاش بود تا منصب از دست رفتهء خويش را دوباره به دست آورد ؛ بدين منظور از رفتار أبو الحسين عتبى ، نزد أبو الحسن فائق بن عبد الله كه از رجال بزرگ دربار سامانى بود شكايت برد واز وى استمداد كرد وچندان پىگيرى نمود تا « فائق أو را راهنمايى كرد كه از غلامان سديدى « 101 » كه در شرارت وشدت عمل سرآمد اقران خود بودند يارى بخواهد ، وكساني را كه مىتوانستند آن غلامان را عليه عتبى تحريك نمايند به كار گرفت ، تا توطئهء قتل أو را چيدند وبراي كشتن أو همداستان شدند . أبو الحسين عتبى از جريان آگاه شد وبه أمير رضى چگونگى حال را گزارش داد واز توطئهء كشتن خود أو را با خبر كرد . أمير عده‌اى از لشكريان را همراه أو گسيل داشت تا أو را در راه خانه‌اش همراهى كنند . غلامان توطئه‌گر از آن امر با خبر شدند وبا سرعت هر چه تمامتر خود را به أو رساندند وگرز وشمشير در ايشان نهادند . » « 102 » مراقبان وى از ترس جان خويش أو را رها كردند وگريختند « وعتبى در معرض ضرب وجرح شديد قرار گرفت ودر حالي كه خون از تن أو جارى بود بر زمين افتاد . غلامان پنداشتند كه مرده است وهيچ اميدى به زندگانى أو نداشتند ، وعده‌اى أو را به باغي در آن نزديكى منتقل ساختند تا شب فرا رسيد . باغبان « 103 » نالهء أو را شنيد ، دانست كه در أو رمقى از حيات باقي است ،
هامش
( 97 ) . منيّنى ، الفتح الوهبى ، ج 1 ، ص 106 .
( 98 ) . همان ، ص 107 .
( 99 ) . همان ، ص 108 .
( 100 ) . همان ، ص 114 - 109 .
( 101 ) . منسوب به أمير سديد منصور بن نوح .
( 102 ) . منّينى ، الفتح الوهبى ، ج 1 ، ص 121 .
( 103 ) در متن « باغيان » آمده است ؛ نويسنده به جاى « باغبان » خوانده است « باغيان » وآن را تثنيهء « باغي » تصور كرده است . - م .