منصور بن نوح ملقب به « سديد » بود وپس از أو فرزندش نوح بن منصور امارت يافت كه حاجب أو أبو العباس تاش بود وسپهسالار أو أبو الحسن محمد بن سيمجور . وپس از مدتي مقام پسر سيمجور را نيز به تاش محوّل كرد ؛ امّا بعد آن مقام را دوباره به سيمجور برگرداند . وزير أو پسر جيهانى بود وپس از أو عتبى [ أبو الحسن عبيد الله بن أحمد ] وپس از أو مزنى [ أبو الحسن ] ، پس از أو اصطخرى [ أبو محمد عبد الرحمن فارسي ] وپس از أو عبد الله بن عزيز ، وپس از أو أبو على محمد بن عيسى دامغانى . » « 68 » پادشاهى نوح دوم از 366 ه تا 387 ه دوام يافت ونظر به اينكه دوران سلطنت أو در بررسى شرح أحوال عامري از اهميت زيادى برخوردار است ، حوادث وشخصيتهاى روزگار أو را با تفصيل بيشترى مورد مطالعه قرار مىدهيم .
أبو الحسن محمد بن سيمجور . چون أمير منصور بن عبد الملك در سال 366 ه « در بخارا وفات يافت ، أبو القاسم نوح بن منصور كه در آن زمان سيزده سأله بود به پادشاهى رسيد » . « 69 »
نظر به صغر سن أو بيم آن مىرفت كه در قبول حكم وى از جانب سرداران ورجال بزرگ صاحب قدرت واز همه مهمتر أبو الحسن محمد بن إبراهيم بن سيمجور مخالفتي صورت گيرد وچون ابن سيمجور سپهسالار خراسان بود ومقرّ أو در نيشابور ، واين شهر در آن عصر قرارگاه كساني بود كه از جانب پادشاه فرماندهء نيروهاى لشكرى بودند » « 70 » ومقام سپهسالارى ، « فوق مرتبهء وزارت محسوب مىشد وصاحب آن مقام كليهء أمور خراسان را در اختيار داشت وجز در برخى أمور پر اهميت به پادشاه نيز كمتر مراجعه مىكرد » ، « 71 » رجال دولت سامانى قبل از هر كس ديگر در صدد بودند كه هر چه زودتر بيعت أو را براي سلطنت پادشاه خردسال به دست آورند .
پدر أبو الحسن بن سيمجور يكى از موالى إسماعيل بن أحمد سامانى بود ونام « سيمجور » را به جهت جمالى كه داشت به أو داده بودند . . . [ و ] در زمان أمير أحمد بن إسماعيل [ متوفّى 301 ه ] ، كار سيمجور بالا گرفت ومكنّى به أبو عمران گرديد واز جانب أمير احمد حكومت سيستان به أو واگذار شد ، ودر آن كار از حسن نام واخلاق نيكو واستقلال رأى برخوردار بود وفرزندان ونوادگانش نيز بر سيرهء أو بودند . » « 72 » إبراهيم بن سيمجور أميري با فضل بود . . .
[ و ] حاكم نيشابورى از وى در التاريخ چنين ياد كرده است : إبراهيم أمير واميرزاده ، أديب ، دانشمند وعادل بود . . . [ و ] چندين بار امارت بخارا يافت ودر آن شهر آثار نيكو از وى
هامش
( 68 ) . ابن أثير ، الكامل ، مجلد 7 ، ص 367 .
( 69 ) . ابن أثير ، الكامل ، مجلد 7 ، ص 367 .
( 70 ) . منينى ، الفتح الوهبى ، ج 1 ، ص 89 .
( 71 ) . همان ، ج 1 ، ص 90 ونيز رجوع شود به : ص 105 .
( 72 ) . منينى ، الفتح الوهبى ، ج 1 ، ص 50 .