صاحب به معتزلي بودن معروف بود ؛ أو در بغداد نزد أبو سعيد سيرافى درس خوانده بود كه از معتزله بود . « 57 » أبو حيان توحيدي مىگويد كه شبى در رى در مجلس صاحب سخن از أبو سعيد به ميان آمد ، « ابن عباد به سخت از وى طرفدارى كرد وأو را بر همهء أهل زمانه برترى داد . » « 58 »
در مجالس صاحب بن عباد ، أهل أدب وفلاسفه وأطباء واز هر صنفى حضور داشتند واز جمله أبو حيان توحيدي وأبو الحسن بديهي وأبو الحسن طبري واز سخن أبو حيان چنين برمىآيد كه صاحب علماى علم كلام وأهل نظر را بر ديگران فضيلت مىنهاد ودر مقام مذمّت از صاحب گويد : أو با مفسّران قرآن ومحدّثان وفقها رابطهء خوبى نداشت وبه « طرد ونفى ايشان » « 59 » اقدام كرد . البتة اين سخن نبايد ما را گمراه كند كه صاحب را ملحد بپنداريم ، تنها چيزى كه از سخن أبو حيان برداشت مىتوان كرد آن است كه أو أهل علوم نقلي را دوست نمىداشت ودانشمندان علوم عقلي را بر ايشان برترى مىداد . از سخنان توحيدي چنين مستفاد مىشود كه صاحب نسبت به أبو سعيد سيرافى تعصب داشته ، با مسكويه محاوره مىكرده واز طريق أبو الحسن طبري طبيب ركن الدولة به كتابهاى أبو الحسن عامري دست يافته وهمواره به مطالعهء آنها مشغول بوده است . « 60 »
3 . أوضاع وأحوال سياسي در دوران حكومت سامانيان
برخى از علماى جغرافيا برآنند كه خراسان از دو إقليم تشكيل شده است : خراسان غربى كه شهرهاى معروف آن نيشابور وبلخ ومرو وهرات است وخراسان شرقي كه به ما وراء النهر معروف است وشهرهاى مهم آن بخارا ، پايتخت آن ، ونسف يا نخشب وسمرقند است .
پيداست كه از نظر اين جغرافيدانان رود جيحون دو بخش شرقي وغربى را از يكديگر جدا مىسازد . از اين جهت غالبا خراسان را بر بخش غربى اطلاق مىكنند وبخش شرقي را ما وراء النهر مىنامند ، در صورتي كه اين هر دو جزء تا پايان قرن چهارم هجرى - يعنى همان عصري كه حوادث آن مورد توجه ماست - يك إقليم به شمار مىآمده وخراسان ناميده مىشده است .
هامش
( 57 ) . الأنباري ( أبو البركات عبد الرحمن بن محمد ) ، نزهة الألباء في طبقات الأدباء ، جمعية احياء مآثر علماء العرب ، قاهره ، بىتا ، ص 206 .
( 58 ) . أبو حيان توحيدي ، مثالب الوزيرين ، ص 264 .
( 59 ) . أبو حيان توحيدي ، مثالب الوزيرين ، ص 217 .
( 60 ) . همان ، ص 82 .