روم شرقي به سرزمينهاى اسلامى به رى وارد شدند . « 29 » سران اين جمعيت غير نظامى كه از جملهء ايشان قفّال فقيه بود در مجلس ابن عميد « 30 » حضور مىيابند واز وى كمك مالي وانساني مىخواهند وابن عميد در حدّ ميسور « 31 » به ايشان كمك مىكند ، ليكن چون به همهء خواستههاى خود دست نمىيابند سر به شورش برمىدارند وغارت آغاز مىكنند وبه خانهء ابن عميد هجوم مىبرند وشخص ابن عميد در اين بلوا مجروح مىشود تا سرانجام ركن الدولة خراسانيان را از رى بيرون مىراند . « 32 »
در سال 359 ه ابن عميد همراه با لشكرى به عزم جنگ با سردار كرد حسنويه از رى خارج شد ، ليكن در صفر سال 360 در بين راه وفات يافت ، به حسب برخى روايات در همان سال 359 ه « 33 » وپسرش أبو الفتح نيز در اين سفر با أو همراه بود وپس از انعقاد صلح با حسنويه به بغداد بازگشت وبه جاى پدر به مقام وزارت رسيد وتا آخر عهد ركن الدولة وزير أو بود . « 34 »
2 . وضع فرهنگى در رى
ركن الدولة مردى بود بردبار وبا وقار ، نيكوكار وبخشنده ، دوستدار أهل دانش ، نيك محضر وجوانمرد ونسبت به مردم وخويشان خود مهربان وباگذشت ، « 35 » به همين دليل شخصيتهايى همانند ابن عميد را به وزارت وأبو جعفر خازن را به مشاورت خويش همّتگماشت وعبد الجبار معتزلي را قاضى القضاة رى كرد كه در دست پسرش مؤيد الدولة بود . « 36 » در عهد أو رى مركز تجمّع أهل دانش از هر صنف بود ، فقيه وأديب وفيلسوف ومتكلّم وستارهشناس ، طبيعي است كه مراوده وتبادل نظر بين ايشان داير بود ومحاوره ومناظره واخذ واقتباس وبهرهگيرى از يكديگر از هر جهت امكانپذير ، وبحث ونقد عقايد وآراء گوناگون امرى رايج .
امّا وزير ركن الدولة ، أبو الفضل محمد بن عميد . . . و « عميد » لقب پدر أو بود واين لقب در بين أهل خراسان براي وزيران متداول بود ، « 37 » وپدر أبو الفضل در دربار مرداويج سمت وزارت
هامش
( 29 ) . تسترشتين : « ابن العميد » ، در دائرة المعارف الاسلامية ، [ تحرير أول ، ترجمهء عربى ] ج 1 ، ص 355 .
( 30 ) . ابن أثير ، الكامل ، مجلد 7 ، ص 294 .
( 31 ) . تسترشتين ، پيشگفته . چنين مىنمايد كه خراسانيان در رى فساد برپا كردند ، چون ابن خلكان گويد :
« چون خراسانيان از رى در 355 بيرون رانده شدند ، ابن عميد پس از آن حادثه ، با رويى عظيم بر گرد رى ، مقرّ حكومت مخدوم خود ركن الدولة ، بنا كرد . » وفيات الأعيان ، ج 5 ، ص 12 - 111 .
( 32 ) . تسترشتين ، پيشگفته . چنين مىنمايد كه خراسانيان در رى فساد برپا كردند ، چون ابن خلكان گويد :
« چون خراسانيان از رى در 355 بيرون رانده شدند ، ابن عميد پس از آن حادثه ، با رويى عظيم بر گرد رى ، مقرّ حكومت مخدوم خود ركن الدولة ، بنا كرد . » وفيات الأعيان ، ج 5 ، ص 12 - 111 .
( 33 ) . تسترشتين ، پيشگفته . چنين مىنمايد كه خراسانيان در رى فساد برپا كردند ، چون ابن خلكان گويد :
« چون خراسانيان از رى در 355 بيرون رانده شدند ، ابن عميد پس از آن حادثه ، با رويى عظيم بر گرد رى ، مقرّ حكومت مخدوم خود ركن الدولة ، بنا كرد . » وفيات الأعيان ، ج 5 ، ص 12 - 111 .
( 34 ) . تسترشتين ، پيشگفته . چنين مىنمايد كه خراسانيان در رى فساد برپا كردند ، چون ابن خلكان گويد :
« چون خراسانيان از رى در 355 بيرون رانده شدند ، ابن عميد پس از آن حادثه ، با رويى عظيم بر گرد رى ، مقرّ حكومت مخدوم خود ركن الدولة ، بنا كرد . » وفيات الأعيان ، ج 5 ، ص 12 - 111 .
( 35 ) . ابن أثير ، البداية والنهاية ، ج 11 ، ص 303 .
( 36 ) . همان ، ج 11 ، ص 310 .
( 37 ) . ابن خلكان ( أبو العباس شمس الدين أحمد بن محمد بن أبي بكر ) ، وفيات الأعيان وانباء أبناء الزمان ، ج 5 ، به كوشش احسان عباس ، دار صادر ، بيروت ، 1977 ، ص 104 .