تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل أبو الحسن العامري — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
از در آشتى درآمد ودوباره أو را به سپهسالارى خراسان منصوب كرد ودر 338 ه به نيشابور بازگرداند ورى نيز اقطاع أو شد . « 16 » چند سال بعد كه ضعفي در كار سامانيان پديدار شد ركن الدولة دوباره به رى لشكركشى كرد ودر 341 ه آن را تصرف كرد « 17 » ولشكركشى أبو على چغانى براي بازپس‌گيرى رى در 342 ه نيز بىنتيجه ماند ، « 18 » [ أبو على ] به ناگزير از « در صلح درآمد ورسول از هر دو سوى مبادله شد وأبو جعفر خازن نويسندهء زيج الصفائح « 19 » يكى از رسولان صلح ميان ايشان بود » . در صلح نامهء ياد شده ، مقرر گرديد : رى در دست ركن الدولة باقي بماند ودر مقابل ، سالانه دويست هزار دينار به سامانيان بپردازند . « 20 » أمير سامانى را صلح أبو على با ركن الدولة خوشايند نيفتاد ، از اين رو أو را از سپهسالارى خراسان عزل كرد . أبو على از ركن الدولة اجازهء ديدار خواست ونزد أو رفت وركن الدولة به گرمى از وى استقبال كرد « 21 » واز برادرش معز الدولة - در بغداد - درخواست كرد كه منشور ولايت خراسان را براي أو از دربار خلافت صادر نمايد . بدين ترتيب ، أبو على چغانى بازگشت ودر 343 ه بر نيشابور ولايت يافت « 22 » وسپس همراه با ركن الدولة ، بدون خونريزى گرگان را به تصرف درآورد « 23 » ودر همين سال در خراسان وجبال ، وباي سختى افتاد وخلق بسيار كه به شمار در نيامد تلف شدند « 24 » وأمير نوح سامانى در اين سال درگذشت وپسرش عبد الملك جانشين أو شد « 25 » ودر سال بعد ( 344 ه ) أمير عبد الملك سامانى به قصد بازپس‌گيرى رى حركت كرد وكار به صلح انجاميد ، باز مقرر شد رى وجبال در مقابل خراج سالانه به ركن الدولة واگذاشته شود « 26 » ودر اين سال در رى وبا آمد وخلقي بىشمار مردند . « 27 » بنا بر آنچه گذشت ، رى در اين روزگار صحنهء نبردهاى پى در پى بود ، سامانيان در سالهاى 329 ه ، 330 ه ، 333 ه ، 335 ه ، 41 - 339 ه بر آن حكومت داشتند وركن الدولة در سالهاى 330 ، 333 ، و 39 - 335 ه بدان لشكركشى كرد واز 341 به بعد بر آن استيلا وحكومت داشت . در سال 355 ه جمعيتى از مردم خراسان به عزم جهاد « 28 » وپيشگيرى از تهاجم امپراتورى
هامش
( 16 ) . ابن أثير ، الكامل ، مجلد 7 ، ص 39 - 238 .
( 17 ) . همان ، ص 243 .
( 18 ) . همان ، ص 246 و 249 .
( 19 ) . همان ، ص 246 و 249 .
( 20 ) . همان ، ص 246 و 249 .
( 21 ) . همان ، ص 246 و 249 .
( 22 ) . همان ، ص 246 و 249 .
( 23 ) . ابن أثير ، الكامل ، مجلد 7 ، ص 250 .
( 24 ) . ابن أثير ، الكامل ، مجلد 7 ، ص 250 .
( 25 ) . همان ، ص 249 وص 253 . نيز رجوع شود به : ابن كثير ، البداية والنهاية ، ج 11 ، ص 242 .
( 26 ) . همان ، ص 249 وص 253 . نيز رجوع شود به : ابن كثير ، البداية والنهاية ، ج 11 ، ص 242 .
( 27 ) . همان ، ص 249 وص 253 . نيز رجوع شود به : ابن كثير ، البداية والنهاية ، ج 11 ، ص 242 .
( 28 ) . ابن أثير ، الكامل ، مجلد 7 ، ص 293 .