مؤيد الدولة « 9 » بود » و « در 370 ه آنجا را به قصد مدينة السلام ترك گفتم » . . . وأو در مدت سه سال حتى يك درهم به من نداد . . . » . « 10 » از اين چند جمله معلوم مىشود كه توحيدي در دو سفر خود به رى در سالهاى 358 ه و 367 ه فرصت گفت وشنود با أبو القاسم كاتب داشته است .
بنا بر اين اگر در الامتاع والمؤانسة از أو به عنوان « غلام أبى الحسن » ياد كرده است ، طبيعي است كه پس از گذشت بيست سال از آن تاريخ در مثالب الوزيرين آن عنوان را حذف كند . واين خود دليلي است بر اينكه توحيدي الامتاع والمؤانسة را قبل از مثالب الوزيرين نوشته است . واز آنجا كه علوم مورد علاقهء أبو القاسم كاتب فلسفه وكلام را نيز در برداشته است واين امر با فلسفه ومنطق خواندن أبو القاسم نزد أبو الحسن عامري در رى كاملا سازگارى دارد ، بنا بر اين ، مطالب هر دو كتاب مربوط به يك شخص واحد است وبدين ترتيب پاسخ سؤال أول مثبت است . از اخبارى كه أبو حيان در مثالب الوزيرين در مورد أبو القاسم كاتب در اختيار ما گذاشته است معلوم مىشود كه أو تا حدى از گرايش به فلسفه ومنطق خوددارى كرده وبه شعر روى آورده است تا در درگاه صاحب بن عباد كسب روزى كند .
أبو القاسم در مقابسات با وصف « الشيخ المجتبى » ذكر شده است وچون مقابسات بعد از الامتاع والمؤانسة نوشته شده ، بعيد است كه در آن از دوستى قديمى با عبارت رسمي « الشيخ المجتبى » نام برده شود ، همچنين بعيد است كه ألفاظ « انطاكى » و « المجتبى » از نام شخص بكلّى حذف گردد . از اين رو بايد اين شخص ديگرى باشد غير از أبو القاسم كاتب شاگرد أبو الحسن عامري . بويژه آنكه « المجتبى » وصفى است كه بر شخصي رياضىدان وأهل فلسفه از رجال دربار عضد الدولة در بغداد اطلاق شده وقفطى در شرح حال أو گفته است « أو علي بن أحمد الأنطاكي أبو القاسم المجتبى است ، أصل أو از أنطاكية است ودر بغداد متوطن گرديده ودر آنجا نيز وفات يافته ، از ياران عضد الدولة بن بويه است واز مقربان درگاه أو بوده است وعلت تقدم أو بر ديگران علم حساب وهندسه بوده كه در آن همانند نداشته ودر علوم أوائل متبحّر است . هلال بن محسن بن إبراهيم صابى در كتاب خود گويد كه در سال 376 ه در روز جمعه سيزدهم ذي الحجة أبو القاسم علي بن أحمد انطاكى عالم حساب وهندسه زندگى را بدرود گفت » . « 11 » پيداست كه اين أبو القاسم انطاكى در رياضيات وفلسفه شهرت داشته وكتابهاى نسبتا زيادى در علوم أوائل نوشته است ، كه از آن جمله است : « الكبير في الحساب الهندي وكتاب في الحساب على التخت بلا محو وتفسير الارثماطيقى وتفسير كتاب
هامش
( 9 ) . مثالب الوزيرين ، ص 90 .
( 10 ) . همان ، ص 207 وهمچنين رجوع شود به : ص 325 .
( 11 ) . قفطى ، تاريخ الحكماء ، ص 234 .