ناگهانى وتدارك آن . « 229 »
دربارهء آنچه ذكر شد دو نكته حائز اهميت است . نخست اينكه مطالب مذكور داراى سبك ونظمى است كه بر كليهء مطالب منقول از مآخذ فارسي در آثار عامري سايه افكنده است . يعنى عباراتى كه عامري از كسى غير از شاپور نقل كرده است نيز پيرامون همين موضوعاتى است كه از قول شاپور نقل كرده است واين حكايت از اهميت مآخذى دارد كه عامري از آنها استفاده كرده است . دوم ، اينكه مأخذى كه عامري أقوال شاپور - اگر نگوييم سخنان ديگر پادشاهان إيران - را از آن نقل كرده است بايد همان كتاب خداى نامه باشد واين مطلب با بررسى مواردى كه عامري از اين كتاب نام برده است آشكار خواهد شد .
عامري نه بار از كتاب خداى نامه نام برده كه در هشت مورد مطلبي از قول شاپور از آن كتاب نقل كرده است . موضوع اين منقولات عبارت است از : ضرورت گماشتن ديدهبانان « 230 » ؛ بررسى شهرهاى مرزى كشور واستوار كردن دژها ؛ درهم كوفتن فتنهها « 231 » ؛ ارتباط فساد كارگزاران با بىتوجّهى پادشاه « 232 » ؛ صفات وزير « 233 » ؛ كارگزاران وظيفة خوار أو « 234 » ؛ ضرورت عتاب نكردن با وزير « 235 » ؛ لزوم گفتگو با وزير « 236 » ؛ وزيران متعدد داشتن « 237 » وأمثال آن . بدين ترتيب مىتوان اطمينان يافت كه مآخذ مورد استفادهء عامري كه أقوال شاپور وپدرش اردشير را از آن نقل كرده همان كتاب خداى نامه بوده است .
اما عبارات منقول از انوشيروان عبارت است از : ضرورت عفو وبخشش نسبت به مردم « 238 » ؛ در پيش گرفتن شيوهء نرمى ودرشتى در رفتار با ايشان « 239 » ؛ بازشناختن نيكوكار از
هامش
( 229 ) . عامري ، السعادة والاسعاد ، ص 251 .
( 230 ) . همان ، ص 297 .
( 231 ) . همان ، ص 298 .
( 232 ) . همان ، ص 317 .
( 233 ) . همان ، ص 427 .
( 234 ) . همان ، ص 429 .
( 235 ) . همان ، ص 431 .
( 236 ) . همان ، ص 432 .
( 237 ) . همان ، ص 435 .
( 238 ) . همان ، ص 284 ، 316 .
( 239 ) . همان ، ص 301 ، 302 .