رحمت را عذاب قرار نمىدهد ، اين از آن جهت است كه خداوند مردمان مطيع را هرگز رحمت نكرده است كه طاعت ايشان خدا را وبالى به گردن آنها باشد مگر پس از تغيير جهت آنها از اطاعت خدا » .
فرمود : « با قوم يونس اين چنين رفتار كرد ؛ چون ايمان آوردند آنها را آمرزيد پس از آن كه عذاب براى آنها مقرّر شده بود و قطعيّت پيدا كرده بود سپس با رحمت خود آن را جبران كرد و عذاب مقدّر براى ايشان را منصرف كرد در حالى كه فرو فرستاده بود و آنها را گرفته بود !
توضيح اين كه چون ايمان آوردند و به درگاه خدا زارى كردند ، رحمت خود را بر ايشان ارزانى داشت .
اما باد عقيم همان باد عذاب است نه هيچ رَحِمى را باردار مىكند و نه چيزى از گياهان را تلقيح مىنمايد . و آن بادى است كه از زيرزمينهاى هفت گانه ( طبقات زمين ) بيرون مىآيد و هيچ بادى هرگز از آنجا بيرون نيامده است مگر بر قوم عاد موقعى كه خداوند بر ايشان غضب كرد ، به خازنان فرمان داد تا به اندازه يك انگشترى از آن را در آوردند ، بر خازنان پرخاش كرد ، آنها به اندازه دماغ گاونر به خاطر خشم بر قوم عاد ، بيرون كردند ! خازنان به درگاه خدا از آن بابت ناليدند و گفتند :
پروردگارا به كار ما اعتراض كردى ما از آن بيمناكيم كه همه گنهكاران را از خلق خود و آبادكنندگان ديارت را هلاك كنى !
خداى عزّوجلّ جبرئيل عليه السلام را فرستاد ، با بالهايش آن را گرفت و به جاى خودش بازگرداند و به آن باد گفت : به آنچه مامورى بازگرد ! پس به مأموريت خود بازگشت و قوم عاد و هر كه در كنار ايشان بود همه را
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 372
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٣٧٢