[ 1 . ] اگر داخل در حقيقت حيوان است ، حمل حيوان بر انسان و فرس به تواطؤ خواهد بود ، نه به تفاوت . به واسطهء آنكه مقوّم حيوان « 1 » به سبب حمل او بر انسان و فرس مختلف نمىشود « 2 » بالضرورة . « 3 » پس اگر شدّت مقوّم او « 4 » است ، بر هر چه مقول شود ، شديد خواهد بود ؛ و اگر ضعف مقوّم اوست ، بر هر چه مقول شود ، ضعيف خواهد بود بالبديهه .
[ 2 . ] و اگر شدّت و ضعف داخل در حقيقت حيوان نيست ؛ پس حيوان از آن جهت كه ذاتي انسان و فرس است ، مقول نمىشود بر اينها به شدّت و ضعف . پس ذاتي مقول به تشكيك نمىتواند شد بالضرورة .
و محمولات عرضيه ، مقول به تشكيك مىتوانند شد . به واسطهء اينكه « 5 » محمولات عرضيه چون خارجاند از حقيقت موضوعات ، لا بدّ است در ايشان از سه چيز :
[ 1 . ] از موضوع [ 2 . ] و از مبدأ اشتقاق [ 3 . ] و از نسبت مبدأ اشتقاق به موضوع ؛ يعنى بودن او در موضوع كه مناط اشتقاق و حمل است .
و مبدأ اشتقاق محمولات عرضيه « 6 » مختلف مىتواند « 7 » شد به سبب « 8 » اختلاف استعداد « 9 » موضوعات ؛ يعنى اختلاف استعداد موضوعات مرجّح مىتواند شد از براى فاعل مبدأ اشتقاق كه « 10 » فاعل مبدأ اشتقاق ايجاد كند مبدأ اشتقاق را در « 11 » هر
هامش
( 1 ) . ( س ) و ( م ) : - حيوان .
( 2 ) . ( س ) : نمىتواند شد .
( 3 ) . ( م ) : + پس .
( 4 ) . ( س ) : - او .
( 5 ) . ( س ) : مىتوانند شد چه ؛ ( ل ) : مىتوانند شد از جهة .
( 6 ) . ( م ) : + چون .
( 7 ) . ( س ) : مىتوانند ؛ ( ل ) : نمىتوانند .
( 8 ) . ( ل ) : - سبب .
( 9 ) . ( ل ) : - استعداد .
( 10 ) . ( س ) : مرجح مىتوانند شد از براى آنكه .
( 11 ) . ( س ) : از .