است و اثر مبدأ اوّل « 1 » است ثانيا و به توسّط ماهيّت ، يكى بعد از ديگرى .
و « 2 » هرگاه موجود به معنى بديهى محمول « 3 » نشود بر مبدأ اوّل ، مبدأ اوّل فرد موجود يا « 4 » نوع موجود - به معنى بديهى - « 5 » نخواهد بود ، « 6 » نه فرد عرضى « 7 » و نه فرد ذاتي . پس مسألهء علم ما بعد الطبيعة نخواهد بود ، بلكه از علم ما بعد الطبيعة دانسته مىشود « 8 » اينكه « 9 » موجود مطلق « 10 » - يعنى چيز وجوددار - مطلقا - خواه محسوس و خواه معقول - از عدم به وجود آمده است ، و « 11 » از عدم به وجود آمده را از عدم به وجود آرنده « 12 » مىبايد ؛ / 26
B
13 / همچنانكه از علم طبيعي دانسته مىشود كه حركتكننده « 13 » و حركت دارنده « 14 » از اين جهت كه حركتكننده و حركت دارنده « 15 » است « 16 » مطلقا - خواه فلكى و خواه عنصرى ، و خواه بسيط و خواه مركّب - حركتدهنده مىخواهد ؛ و صاحب علم طبيعي از اين جهت كه صاحب علم طبيعي است ، بحث از حركتدهنده نمىتواند كرد مطلقا ، مگر به اين عنوان كه محرّك اوّل متحرّك و فرد متحرّك نيست ؛ و صاحب علم طبيعي از اين حيثيت « 17 » كه صاحب علم طبيعي است در علم طبيعي ، محرّك اوّل را موضوع حكم ايجابى نمىتواند ساخت . از جهت اينكه « 18 » محرّك اوّل در « 19 » علم طبيعي وقتى موضوع حكم ايجابى « 20 » مىتواند شد كه محرّك اوّل موضوع علم طبيعي يا نوع موضوع علم طبيعي يا عرض ذاتي موضوع علم طبيعي باشد ، چنان كه شرط موضوع « 21 » علوم
هامش
( 1 ) . ( ل ) : - اوّل .
( 2 ) . ( ل ) : - و .
( 3 ) . ( س ) : مجعول .
( 4 ) . ( م ) : با .
( 5 ) . ( س ) : - به معنى بديهى .
( 6 ) . ( ل ) : + و .
( 7 ) . ( س ) : نه فرد عرض و نه فرد غرض .
( 8 ) . ( س ) : + و .
( 9 ) . ( س ) : آنكه .
( 10 ) . ( ل ) : - مطلق .
( 11 ) . ( س ) : - و .
( 12 ) . ( ل ) : وجود آورنده .
( 13 ) . ( ل ) : كه متحرّك .
( 14 ) . ( ل ) : - و حركت دارنده .
( 15 ) . ( م ) : حركت دارند .
( 16 ) . ( س ) و ( ل ) : - از اين جهت كه حركتكننده و حركت دارنده است .
( 17 ) . ( س ) : ازين جهت .
( 18 ) . ( س ) : آنكه .
( 19 ) . ( م ) : د .
( 20 ) . ( س ) : - حكم ايجابى .
( 21 ) . ( ل ) : + مسأله ؛ ( م ) : + و محمول .