تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة هياكل النور ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
دورى آفتاب در فلك خويش ، ويك ماه عبارت است از يك دور ماه در فلك خويش ، وزمستان عبارت است از دورى آفتاب از زمين ، وتابستان عبارت است از نزديكى آفتاب به زمين ، وبهار وپاييز عبارت است از اعتدال آفتاب به زمين به قرب وبعد . ودهر ، زماني است ناگذرنده ، وزمان ، دهري است گذرنده ؛ ودهر ثبات ومدّت بارى است جلّ جلاله وسخن پيغامبر ( ص ) « لا تسبوا الدّهر فان الدّهر هو اللّه » تأويل بر اين معنى مىكنند . وهر جسمي را مكان هست . ومعناى جسم ومكان آن است كه هر كه [ را ] كه علم مقدار باشد وآن مقدار طول باشد آن را خط گويند ، واگر طول وعرض باشد [ آن را ] سطح گويند ، واگر طول وعرض وعمق باشد [ آن را ] جسم گويند . ومكان ، سطح باطل است از جسم حاوي ، كي مماست سطح جسم ظاهر را از جسم محوى [ كند ؟ ] . پس ، از اين جمله معلوم شد كه فلك اطلس لامكان است وليكن همهء أفلاك را أو مكان است ، وكرهء زمين دو مكان دارد : يكى [ 49 / الف ] كرهء آب ويكى كرهء هوا . ومكان كرهء هوا ، كرهء آتش است وتحدّب آتش مماس است به مقعر فلك ، امّا أو را نمىسوزد ، براي اين كه فلك قابل دق وذق نيست . وآتش مشمول أفلاك است وشامل كرهء هوا . پس مكان آتش ، أفلاك باشد وأفلاك شامل همديگر ومكان همهء أفلاك ، فلك اطلس است و