تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة هياكل النور ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
واجب الوجود ؛ امّا فايدهء علم حكمت ، تكميل نفس بشرى [ است تا ] كه بعد از مفارقت [ از ] بدن ، معذّب نباشد به ترشّح اعتقادات فاسد وهيئات بدنيهء ردّيه ؛ امّا موضوع علم حكمت ، [ پس بدان كه ] موضوع هر علم آن است كه بحث كنند در آن از عوارضاتى كه عارض شود بر آن موضوع . مثلا موضوع علم طب ، بدن انسان است از بهر آن كه طبيب در طب بحث مىكند از عوارضاتى كه عارض شود [ 47 / ب ] بر اين بدن انسان از امراض مختلفه . وموضوع علم نجوم ، اجرام سماوي است از بهر آن كه منجّم در نجوم بحث مىكند از عوارضاتى كه عارض مىشود بر اجرام سماوي از تشكّلات ونضد أفلاك . وموضوع علم فقه ، افعال مكلّفين است از بهر آن كه فقيه در فقه بحث مىكند از عوارضاتى كه عارض مىشود بر مكلّفين از تكاليف شرع ، مثل صلاة وصوم وحج وزكاة وغيرها . وعلم حكمت بر دو نوع است : يكى حكمت عملي ودوّم حكمت نظري . وحكمت نظري هم بر دو نوع است : يكى علم الهى ودوّم علم طبيعي . امّا موضوع علم الهى ، وجود مطلق است از بهر آن كه حكيم « 1 » در علم الهى بحث مىكند از اعتباراتى كه عارض مىشود بر وجود مطلق . مثلا گويند وجود مطلق عارى است از مادّه وصورت مثل ذات بارى سبحانه
هامش
( 1 ) . در أصل نسخه : حكم .
رسالة هياكل النور ( فارسي ) — صفحة 177 | يحيى السهروردي ( شيخ اشراق )