امام عليه السلام فرمود : « گرده نان سفيدى كه آن را مىخورند تا وقتى كه خداوند از حساب خلايق فارغ شود » . نافع گفت : براستى آنها سرگرم خوردنند ؟ امام عليه السلام فرمود : « آيا در آن روز آنها گرفتارند ، يا اهل دوزخ ؟ » .
نافع گفت : بلكه دوزخيان گرفتارترند !
امام عليه السلام فرمود : « با وجود اين خداى عزّوجلّ فرموده است :
« وَ نادى أَصْحابُ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُوا عَلَيْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ »
« 1 » چه قدر گرفتارند ! در صورتى كه درخواست خوراك مىكنند و زقوّم به آنها خورانده مىشود ! و نوشيدنى مىطلبند از آب جهنّم به آنها مىآشامانند » .
نافع گفت : راست گفتى يابن رسول اللَّه ! تنها يك پرسش ماند ! امام عليه السلام فرمود : « چيست آن پرسش تو ؟ » عرض كرد : بفرماييد : خداوند از چه زمانى بوده است ؟
امام عليه السلام فرمود : « واى بر تو ! بگو ببينم چه وقت نبوده است تا من بگويم از چه وقت بوده است ؟ ! منزّه است خدايى كه همواره بود و خواهد بود ، يكتا و بىنياز و بدون همسر و فرزند است » .
سپس نزد هشام بن عبدالملك آمد ، پرسيد : چه كردى ؟ نافع گفت : مرا از اين حرفها واگذاريد ! بهخدا سوگند كه او بهحق داناترين فرد است و او براستى فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم است . « 2 »
هامش
( 1 ) - اعراف / 50 : دوزخيان اهل بهشت را ندا دهند ، مقدارى آب يا از آنچه خدا به شما روزى داده است ، به ما ببخشيد !
( 2 ) - احتجاج : 2 / 59 .