تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
عمر است كه توانست بيعت ابو بكر را استوار كند و مخالفان را فرو كوبد . شمشير زبير را كه آن را برهنه بيرون كشيد ، در هم شكست و بر سينهء مقداد كوفت و در سقيفهء بنى ساعده سعد بن عباده را لگد كوب كرد و گفت سعد را بكشيد كه خدايش بكشد و هموست كه بينى حباب بن منذر را در هم كوفت . حباب روز سقيفه گفته بود : من فولاد آب ديده‌ام كه از انديشه‌ام بهره گرفته مىشود و خرما بن پر بار و ميوهء انصارم . عمر كسانى از بنى هاشم را كه به خانهء فاطمه ( ع ) پناه برده بودند بيم داد و از آن خانه بيرون كشيد و اگر عمر نبود براى ابو بكر خلافتى صورت نمى گرفت و پايدار نمى ماند . عمر است كه كارگزاران و حاكمان را سياست كرد و به روزگار خلافت خود ، اموال ايشان را گرفت و اين از بهترين سياستها بود . زبير بن به كار چنين روايت مىكند كه چون عمر ، عمرو بن عاص را بر حكومت مصر گماشت پس از چندى آگاه شد كه براى او اموال بسيارى از صامت و ناطق جمع شده است . براى او نوشت : براى من چنين آشكار شده كه اموالى براى تو فراهم شده است كه از مقررى و روزى تو نيست و پيش از آنكه من ترا به كار گزارى بگمارم مالى نداشتى . اين اموال از كجا براى تو فراهم شده است و به خدا سوگند اگر اندوهى در راه خدا جز اندوه كسانى كه در اموال خدا خيانت ورزيده‌اند براى من نباشد ، باز اندوه من بسيار خواهد شد و كار من پراكنده خواهد گشت . و اينجا گروهى از مهاجرين نخستين هستند كه از تو بهترند ، ولى من ترا بر اين كار گماشتم به اميد آنكه بى نياز شوى . اكنون براى من بنويس اين اموال از كجا براى تو فراهم شده است و در اين مورد شتاب كن . عمرو عاص براى او چنين نوشت : اما بعد ، اى امير المومنين منظورت را از نامه‌ات دانستم و اين اموالى كه براى من فراهم شده است ، ما به سرزمينى آمده‌ايم كه بسيار ارزانى است و در آن بسيار جنگ و جهاد است و آنچه از غنايم جنگى به ما رسيد صرف فراهم ساختن چيزهايى كرديم كه خبرش به امير المومنين رسيده است و به خدا سوگند بر فرض كه خيانت نسبت به تو حلال مى بود من هرگز خيانتى