تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
در خانه رسول خدا ( ص ) نهاد . در اين حال على عليه السلام و برخى از بنى هاشم سرگرم تجهيز و فراهم آوردن مقدمات غسل جسد مطهر بودند . عباس كه در خانه همراه على ( ع ) بود گفت : اى على دست فرا آر تا با تو بيعت كنم و مردم بگويند عموى پيامبر با پسر عمويش بيعت كرد و حتى دو تن هم در مورد تو و با تو اختلاف و ستيز نكنند . على ( ع ) گفت : عمو جان مگر كسى جز من در خلافت ميل مىكند عباس گفت : به زودى خواهى دانست . چيزى نگذشت كه اخبارى به آن دو رسيد كه انصار سعد بن عباده را نشانده‌اند تا با او بيعت كنند و عمر هم ابو بكر را آورده و با او بيعت كرده است و انصار هم بر آن بيعت پيشى گرفته‌اند . على ( ع ) از كوتاهى خود در اين مورد پشيمان شد و عباس اين شعر دريد را براى او خواند : « من در منعرج اللوى فرمان خود را به ايشان دادم ولى آنان نصيحت مرا تا چاشتگاه فردا در نيافتند . » شيعيان چنين مى پندارند كه پيامبر ( ص ) مرگ خود را مى دانست و به همين سبب ابو بكر و عمر را همراه لشكر اسامه گسيل فرمود تا مدينه از ايشان خالى باشد و كار خلافت على ( ع ) صورت پذيرد و كسانى كه در مدينه باقى مانده‌اند با آرامش و خاطر آسوده با او بيعت كنند و بديهى است كه در آن صورت چون خبر رحلت و بيعت مردم با على ( ع ) به اطلاع ايشان مى رسيد بسيار بعيد بود كه در آن باره مخالفت و ستيز كنند ، زيرا اعراب در آن صورت ، بيعت على ( ع ) را انجام شده مى دانستند و به آن پايبند بودند و براى شكستن آن بيعت نياز به جنگهاى سخت بود ، ولى آنچه پيامبر ( ص ) مى خواست صورت نگرفت و اسامة عمدا چند روز آن لشكر را معطل كرد و با همهء اصرار و پافشارى رسول خدا در مورد حركت ، از آن كار خوددارى كرد تا آن حضرت ، كه درود خدا بر او و خاندانش باد ، رحلت فرمود و ابو بكر و عمر در مدينه بودند و از على ( ع ) در بيعت گرفتن از مردم پيشى گرفتند و چنان شد كه شد . به نظر من [ ابن ابى الحديد ] اين اعتراض وارد نيست زيرا اگر پيامبر ( ص ) از مرگ خود آگاه بوده است اين را هم مى دانسته كه ابو بكر خليفه خواهد شد و طبيعى