تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
حق نعمت دارد ، براى هر يك از افراد خاندان هاشم به ويژه براى على ( ع ) رواست كه چنين كلماتى بگويد . و بدان كه على ( ع ) مدعى تقدم و شرف و نعمت بر همگان بوده است ، نخست به وجود پسر عموى گرانقدرش ، كه سلام و درود خدا بر او و خاندانش باد ، و سپس به وجود خودش و به وجود پدرش ابو طالب ، و هر كس كه علوم سيره و تاريخ اسلام را خوانده باشد مىداند كه اگر ابو طالب نبود ، اسلام هم چيزى در خور ذكر و نام نمى بود . و كسى نمى تواند بگويد : چگونه اين سخن را درباره دين و آيينى كه خداوند متعال خود متكفل آشكار و پيروز ساختن آن است مى گوييد و چه ابو طالب مى بود و چه نمى بود وعدهء خداوند صورت مى گرفت . در پاسخ مى گوييم : در اين صورت پيامبر ( ص ) را هم نبايد ستود و نبايد گفت اين محمد ( ص ) است كه مردم را از گمراهى به هدايت رهنمونى و ايشان را از نادانى نجات داده و رهايى بخشيده است و او را بر مسلمانان حق است و اگر او نمى بود خداوند متعال در زمين عبادت نمى شد . همچنين نبايد ابو بكر را ستود و نبايد گفت كه او را در اسلام اثر و حقى است ، و نيز عبد الرحمان بن عوف و سعد بن ابى وقاص و طلحه و عثمان و ديگر پيشگامان نخست كه از رسول خدا پيروى كرده‌اند حقى ندارند ، و حال آنكه براى ابو بكر در انفاق در راه خدا و خريدن بردگان معذب و آزاد كردن ايشان حق نعمتى غير قابل انكار است و مى دانيم كه اگر ابو بكر نبود پس از رحلت پيامبر ( ص ) مرتد شدن ادامه مى يافت و مسيلمه و طليحه و ادعاى پيامبرى ايشان پيروز مى شد . و نبايد گفت اگر عمر نبود فتوحات صورت نمى گرفت و لشكرها مجهز نمى شد و كار دين پس از سستى نيرو نمى گرفت و دعوت اسلامى چنين منتشر نمى شد . و اگر در پاسخ بگوييد : در همهء اين موارد آنان را مى ستاييم و بر آنان ستايش مىشود ، زيرا خداوند متعال اين كارها را به دست آنان اجراء فرموده و به ايشان چنين توفيقى ارزانى داشته است و در حقيقت فاعل همهء اين امور ، خداوند متعال است و اينان ابزار و وسايطى بوده‌اند كه اين كارها به دست ايشان صورت گرفته است و ستايش و اعتراف به قدر و منزلت ايشان از اين بابت است ، مى گوييم : در مورد ابو طالب هم همين گونه است . و بدان اين گفتار على ( ع ) كه فرموده است : « اكنون زمانى است كه حق به