كرد و مردى از شاميان را غافلگير كرد و كشت و سپس ميان دو صف ايستاد و گفت : « فرمان و داورى جز براى خدا نيست » و باز بر ياران معاويه حمله كرد و آنان نزديك بود بر او چيره شوند ، او كنار لشكر على ( ع ) برگشت ، مردى از قبيله همدان بيرون آمد و او را كشت و شاعر همدانى در اين باره چنين سرود : « مرد يشكرى را از آنچه به دوزخ در آيد چيزى باز نداشت ، در آن بامداد كه نيزهها او را فرو گرفته بود و او فرياد مى زد : نخست على و سپس معاويه را از حكومت خلع مى كنم » .
ابو العباس مى گويد : محدثان روايت كردهاند كه كسى در محضر امير المومنين على عليه السلام اين آيه را تلاوت كرد « بگو آيا به شما خبر بدهم از زيانكارترين افراد از لحاظ عمل ، آنان كه كوشش ايشان درباره زندگى اين جهانى تباه شد و حال آن كه آنان [ به باطل ] مى پنداشتند كه نيكو رفتار مى كنند » ، على عليه السلام فرمود : اهل حروراء از همين گروهند .
ابو العباس مى گويد : از جمله اشعار امير المومنين على ( ع ) كه در آن هيچ اختلافى نيست [ كه خود آن را سروده و مكرر مى خوانده است ، سه مصرع زير مى باشد و موضوع آن چنين است ] كه چون او را متهم كردند تا اقرار به كفر خويش كند و [ از گناه خويش ] توبه كند تا با او براى نبرد به شام بروند ، فرمود : آيا پس از افتخار مصاحبت رسول خدا و تفقه در دين به كفر برگردم و سپس چنين سرود : « اى گواه خداوند بر من گواه باش كه من بر آيين احمد نبى ( ص ) هستم و هر كس در خدا شك كند ، همانا من بر هدايت هستم » .
همچنين ابو العباس مبرد در كتاب الكامل مى گويد : كه على عليه السلام در آغاز خروج خوارج بر او ، صعصعة بن صوحان عبدى را كه قبلا هم او را همراه زياد بن نضر حارثى و عبد الله بن عباس براى آن كار گسيل داشته بود احضار كرد و از او پرسيد خوارج بيشتر اطراف چه كسى هستند گفت : به يزيد بن قيس ارحبى توجه دارند . على عليه السلام سوار شد و به حروراء رفت و شروع به بررسى كرد تا كنار خيمه يزيد بن قيس رسيد و نخست دو ركعت نماز در آن گزارد سپس از خيمه
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 391
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٩١