[ در حالى كه انگشتهايش را در گوشهايش نهاده بود اين آيه را خواند ] « همانا كه به تو و به رسولان پيش از تو وحى شده است كه اگر شرك بياورى بدون ترديد عمل تو نابود مىشود و از زيانكاران خواهى بود » ، على عليه السلام اين آيه را تلاوت فرمود : « پس شكيبا باش كه وعده خداوند حق است و آنان كه يقين ندارند تو را به سبكى نكشانند » . . . ابن ديزيل در صفين روايت مىكند و مى گويد : خوارج روزهاى اول كه خود را از رايات على عليه السلام كنار كشيدند مردم را تهديد به قتل مى كردند ، گروهى از ايشان در ساحل رود نهروان كنار دهكدهيى آمدند ، مردى از آن دهكده ترسان بيرون آمد و جامهء خود را محكم گرفته بود ، آنان خود را به او رساندند و گفتند : مثل اينكه ترا به بيم انداختيم گفت آرى ، گفتند : ما ترا خوب شناختيم مگر تو عبد الله ، پسر خباب صحابى پيامبر ( ص ) نيستى گفت چرا گفتند : از پدرت چه چيزى شنيدهاى كه از رسول خدا ( ص ) نقل كرده باشد ابن ديزيل مى گويد : عبد الله براى آنان اين حديث را خواند كه پيامبر ( ص ) فرمودهاند : « فتنهيى پيش مى آيد كه نشسته در آن بهتر از ايستاده است . . . » تا آخر حديث .
كس ديگرى غير از ابن ديزيل مى گويد براى آنان اين حديث را نقل كرد « كه گروهى از دين چنان بيرون مى جهند كه تير از كمان بيرون مى جهد ، قرآن مى خوانند و نمازشان بيشتر از نماز شماست . . . » تا آخر حديث ، گردنش را زدند خونش در نهر بدون آنكه با آب مخلوط شود همچون تسمه و دوال كشيده شد ، سپس كنيز آبستن او را آوردند و شكمش را دريدند .
. . . ابن ديزيل همچنين نقل مىكند كه چون على عليه السلام آهنگ خروج از كوفه براى تعقيب حروريه ( خوارج ) كرد ، ميان يارانش منجمى بود كه به او گفت : اى
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 381
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٨١