و در يكى از كتابهاى صحاح آمده است كه پيامبر ( ص ) هنگامى كه آن مرد از نظرش ناپديد شده بود به ابو بكر فرمود : برخيز و اين شخص را بكش ، ابو بكر برخاست ، رفت و برگشت و گفت : او را در حال نماز ديدم .
پيامبر به عمر هم همينگونه فرمود ، او هم برخاست ، رفت و برگشت و گفت : او را ديدم كه نماز مى گزارد . رسول خدا به على همچنين فرمود ، على عليه السلام برخاست و رفت و برگشت و گفت : او را نيافتم و پيامبر فرمود « اگر اين كشته مى شد اول و آخر فتنه بود همانا به زودى از امثال اين مرد قومى خروج خواهند كرد . . . » و در بعضى از كتابهاى صحاح آمده است : « آنها را گروهى كه به حق سزاوارترند مى كشند » . در مسند احمد حنبل از مسروق نقل شده كه گفته است عايشه به من گفت تو از پسران من و بهترين و دوست داشتنى ترين ايشانى آيا خبرى از مخدج [ مردى كه دستش ناقص است ] دارى گفتم آرى او را على بن ابى طالب كنار رودى كه به قسمت بالاى آن تامرا و به قسمت پايين آن نهروان مى گويند و كنار درختان گز و گودالهاى زمين كشت ، گفت : در اين مورد براى من گواهانى بياور ، من چند مرد را پيدا كردم كه در حضور عايشه به اين موضوع گواهى دادند ، سپس به عايشه گفتم ترا به صاحب اين گور سوگند مى دهم كه از پيامبر ( ص ) درباره آنان چه شنيدهاى گفت : آرى شنيدم مى فرمود « آنان بدترين خلق و مردمند و آنان را بهترين خلق و مردم و نزديكترين آنان به خداوند مى كشند » .
. . . و در كتاب صفين واقدى ، از على عليه السلام روايت شده كه فرموده است : اگر بيم آن نبود كه ممكن است فريفته شويد و كار و كوشش را رها كنيد براى شما مى گفتم كه بر زبان پيامبر ( ص ) چه پاداشهايى براى كسانى كه اينان را بكشند بيان شده است .
و در همان كتاب آمده كه على عليه السلام فرموده است : هر گاه سخنى را از قول پيامبر ( ص ) براى شما نقل مى كنم توجه داشته باشيد كه اگر از آسمان بر زمين فرو افتم براى من خوشتر است از اينكه دروغ بر رسول خدا ( ص ) ببندم ، و هر گاه با شما دربارهء اين جنگ از خودم سخن مى گويم توجه كنيد كه من مردى در حال جنگ هستم و جنگ خدعه است ، همانا از پيامبر خدا ( ص ) شنيدم مى فرمود : « در آخر الزمان
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 379
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٧٩