خواهان آمدند . . . » ، و آنان كه تكذيب كننده بودند تخلف كردند و نيامدند . على ( ع ) همچنان چند روزى اندوهگين و سخت دلگير بود و سپس مردم را جمع كرد و براى آنان خطبه خواند و گفت : اى مردم ، به خدا سوگند كه شمار مردم شهر شما نسبت به شهرهاى ديگر از شمار انصار [ مدينه ] نسبت به اعراب بيشترند ، انصار در آن هنگامى كه به پيامبر تعهد دادند كه از آن حضرت و همراهان مهاجرش دفاع خواهند كرد تا رسالتهاى پروردگار خويش را ابلاغ فرمايد ، فقط دو قبيلهء نو خاسته بودند كه نه از ديگر اعراب قديمى تر بودند و نه شمارشان از ديگر قبايل بيشتر بود . و چون پيامبر ( ص ) و يارانش را پناه دادند و خدا و دين او را نصرت بخشيدند ، از سويى همه اعراب آنان را هدف تيرهاى خود قرار دادند و از سوى ديگر يهوديان بر ضد آنان پيمان بستند و قبايل عرب هر يك پس از ديگرى به جنگ با آنان براى نصرت دين خدا به تنهايى قيام كردند و پيوند خود را با ديگر اعراب و ريسمان مودت خود را با آنان و يهوديان بريدند و در برابر مردم نجد و تهامه و اهل مكه و يمامه و همهء مردم كوه و دشت پايدارى كردند و ستون دين را بر پا داشتند و در قبال حملات حماسه آفرين دليران چنان شكيبايى كردند كه همهء اعراب سر تسليم به رسول خدا فرود آوردند ، و پيش از آنكه خداوند رسول خويش را به پيشگاه خود فرا گيرد از آنان چيزى كه موجب روشنى چشم بود ديد و شما امروز ميان مردم بيش از انصار آن روزگار ميان اعراب هستيد .
مردى سيه چرده و بلند قامت برخاست و گفت : تو محمد نيستى و ما هم آن انصار نيستيم كه از ايشان ياد كردى ، على عليه السلام فرمود : نيكو گوش كن و نيكو پاسخ بده مادران بر سوگ شما بگريند كه چيزى جز اندوه بر من نمى افزاييد مگر من به شما گفتم كه چون محمدم و شما چون انصاريد همانا براى شما مثلى زدم و اميدوارم كه چون ايشان عمل كنيد .
در اين هنگام مردى ديگر برخاست و گفت : امروز امير المومنين و يارانش سخت نيازمند اصحاب نهروان هستند [ تاسف از كشته شدن ايشان ] . آنگاه مردم از هر سو به سخن آمدند و هياهو كردند و مردى از ميان ايشان برخاست و با صداى بلند گفت : امروز اهميت فقدان مالك اشتر براى عراقيان آشكار شد گواهى مى دهم كه اگر زنده مى بود هياهو كم بود و هر كس مى دانست چه بايد بگويد .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 252
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٥٢