تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
كشته‌اند ، على ( ع ) خشمگين در حالى كه رداى خويش را مى كشيد به سوى نخيله بيرون آمد و مردم در پى او راه افتادند و على ( ع ) بر نقطه بلندى از زمين ايستاد و نخست حمد و ثناى خدا را بجا آورد و سپس فرمود : « همانا جهاد درى از درهاى بهشت است كه هر كس آن را رها كند . . . » [ ابن ابى الحديد پس از آنكه دربارهء مشكلات ادبى اين خطبه برخى از سخنان مبرد را نقل كرده و رد نموده است و خطبه‌يى از ابن نباته را در جهاد آورده و برترى فصاحت و بلاغت كلام امير المومنين على عليه السلام را با آن مقايسه كرده است ، مبحث تاريخى زير را آورده است ] :

غارت بردن سفيان بن عوف غامدى بر انبار

اين مرد غامدى كه سواران او بر انبار حمله آورده‌اند ، سفيان بن عوف بن مغفل غامدى است . غامد نام قبيله‌يى از مردم يمن و از تيرهء قبيله ازد يعنى از دشنوءة است . نام اصلى غامد ، عمر بن عبد الله بن كعب بن حارث بن كعب بن كعب بن عبد الله بن مالك بن نصر بن ازد است و چون ميان قومش شرى واقع شده كه او آن را اصلاح كرده و ايشان را در پوشش صلح قرار داده است به « غامد » معروف شده است . ابراهيم بن محمد بن سعيد بن هلال ثقفى در كتاب ، الغارات از ابو الكنود نقل مىكند كه مى گفته است : سفيان بن عوف غامدى براى من نقل كرد و گفت : معاويه مرا احضار كرد و گفت : ترا همراه لشكرى گران - كه همگى چابك هستند - و با ساز و برگ مى فرستم ، كنارهء فرات را براى من ملازم باش تا به هيت برسى و از آن