جرير آملى همگى شيعيانى هستند كه در تشيع خود گستاخ هستند و اين محمد بن جرير منسوب به داييهاى خود است و شعرى هم از او نقل شده است كه دلالت بر اين دارد و آن شعر اين است : « محل تولد من در آمل بوده و پسران جرير داييهاى من هستند و آدمى نمودار دايى خود است . هر كس از سوى پدرش رافضى است ، ولى من از سوى دايى هاى خود رافضى هستم . » و تو خود مى دانى اخبار غريبهيى كه در كتابهاى تدوين شده پيدا نمى شود بر چه حالى است . اما انكار سيد مرتضى سخن شيخ ما ابو على جبايى را كه گفته است : فلتة آخرين روز شوال است ، و اين كه گفته است : اين سخن را نمى شناسيم ، اينچنين نيست ، و سخن ابو على در آن مورد تفسير صحيحى است كه آن را جوهرى در كتاب الصحاح آورده و گفته است : « فلتة » آخرين شب هر ماه است ، و گفته شده است : آخرين روز ماهى است كه پس از آن ماه حرام است . و اين سخن دلالت دارد بر اينكه نام آخرين روز شوال و آخرين روز جمادى الثانيه ، فلتة است و تفسير و توضيحى كه سيد مرتضى در اين مورد آورده است نزد اهل لغت مشهور و معروف نيست .
اما آنچه سيد مرتضى در مورد فاسد بودن تعبير از فلتة به اين تعابير گفته است سخنى پسنديده است ، ولى انصاف مطلب اين است كه منظور عمر از گفتن اين كلمه نكوهش ابو بكر نبوده است ، بلكه از اين كلمه معناى حقيقى لغوى آن را اراده كرده است . در اين باره جوهرى صاحب كتاب صحاح مى گويد : فلته ، كارى است كه ناگهانى و بدون چاره انديشى و تدبير قبلى صورت گيرد و بيعت ابو بكر هم همينگونه صورت گرفت ، زيرا در آن مورد ميان مسلمانان شورايى نبوده است و ناگهانى صورت گرفته است و آرايى در آن مبادله نشده و مردانى با يكديگر تبادل نظر نكردهاند و خلافت همچون چيزى بوده كه شتابان به تاراج رفته و بهرهء كسى شده است ، و چون عمر مى ترسيده است كه بدون وصيت بميرد يا آنكه او را بكشند و با يكى از مسلمانان بيعتى همچون بيعت با ابو بكر به صورت ناگهانى صورت گيرد ، اين سخن را گفته و بهانه آورده است كه ميان شما كسى نيست كه گردنها به سوى او كشيده شود آنچنان كه براى ابو بكر كشيده مى شد .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 211
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢١١