تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
على عليه السلام با كس ديگرى بيعت نمى كنم . ابو سفيان بن حرب و خالد بن سعيد بن عاص بن امية بن عبد شمس و عباس بن عبد المطلب و پسران او و ابو سفيان بن حارث بن عبد المطلب و همهء بنى هاشم نيز از بيعت خوددارى كردند . و گويند : زبير شمشير خود را بيرون كشيد و چون عمر بن خطاب همراه گروهى از انصار و ديگران آمدند ، از جمله سخنان عمر اين بود كه گفت : شمشير اين مرد را بگيريد و به سنگ بزنيد و بشكنيد . و گويند : عمر بن خطاب خودش شمشير را از دست زبير گرفت و به سنگ زد و شكست و همه آنان را پيش انداخت و نزد ابو بكر برد و آنان را وادار به بيعت با ابو بكر كرد . و كسى جز على عليه السلام از بيعت خوددارى نكرد و آن حضرت به خانه فاطمه عليها السلام پناه برد و آنان از اينكه با زور او را از خانه بيرون آورند حيا كردند ، و فاطمه عليها السلام كنار در خانه ايستاد و صداى خود را به گوش كسانى كه به جستجوى على عليه السلام آمده بودند رساند و آنان پراكنده شدند و دانستند كه على ( ع ) به تنهايى زيانى ندارد و او را به حال خود گذاشتند . و گفته شده است : آنان على ( ع ) را هم همراه ديگران از خانه بيرون كشيدند و پيش ابو بكر بردند و على ( ع ) با او بيعت فرمود . و ابو جعفر محمد بن جرير طبرى بسيارى از اين موضوع را نقل كرده است . اما داستان سوزاندن خانه و انجام كارهاى زشت ديگر و سخن كسانى كه گفته‌اند آنان على عليه السلام را گرفتند و عمامه بر گردنش افكندند و در حالى كه مردم او را احاطه كرده بودند او را مى كشيدند و مى بردند ، امر بعيدى است و فقط شيعيان به آن اعتقاد دارند ، در عين حال گروهى از اهل سنت هم آن را نقل كرده‌اند يا نظير آن را در آثار خود آورده‌اند و ما به زودى اين موضوع را نقل خواهيم كرد . ابو جعفر طبرى مى گويد : انصار ، همين كه آرزوى رسيدن به خلافت را از دست دادند ، همگان يا گروهى از ايشان گفتند : ما جز با على با كس ديگرى بيعت نمى كنيم و نظير اين موضوع را على بن عبد الكريم معروف به ابن اثير موصلى هم در تاريخ خود آورده است . اما اين گفتار على عليه السلام كه فرموده است : « براى من ياورى جز افراد خاندانم نبود و خواستم مرگ را از ايشان باز دارم » ، سخنى است كه على ( ع ) مكرر