شيعيان على بودند و با بسر جنگ كردند و او آنانرا شكست داد و به سختى كشت .
بسر باز به صنعاء برگشت و آنجا صد تن از پير مردان را كه همگى از ايرانيان بودند كشت ، زيرا پسران عبيد الله بن عباس در خانهء زنى از آنان كه به دختر بزرج [ بزرگ ] معروف بود مخفى شده بودند .
كلبى و ابو مخنف مى گويند : على عليه السلام اصحاب خود را براى گسيل داشتن گروهى در تعقيب بسر فرا خواند ، گران جانى كردند ، جارية بن قدامه سعدى پذيرفت و امير المومنين عليه السلام او را همراه دو هزار مرد گسيل فرمود . جاريه نخست به بصره رفت و سپس راه حجاز را پيش گرفت تا به يمن رسيد و از بسر پرسيد ، گفتند : به سرزمين بنى تميم رفته است . گفت : به ديار قومى رفته است كه مى توانند از خود دفاع كنند . و چون به بسر خبر آمدن جاريه رسيد به جانب يمامه رفت .
جارية بن قدامه به حركت خود ادامه داد و به هيچيك از شهرها و حصارهاى بين راه وارد نشد و به چيزى توجه نكرد و اگر زاد و توشه يكى از همراهانش تمام مى شد به ديگران مى گفت او را يارى دهند و اگر شتر و مركب يكى از همراهانش سقط مى شد يا سمش ساييده مى شد به ديگران مى گفت او را پشت سر خويش سوار كنند و بدينگونه به يمن رسيد و پيروان عثمان گريختند و به كوهها پناه بردند و شيعيان على ( ع ) آنان را تعقيب كردند و آنان را از هر سو مورد حمله قرار دادند و گروهى را كشتند . جاريه به تعقيب بسر پرداخت و بسر از مقابل او از جايى به جايى مى گريخت .
جاريه توانست بسر را از تمام سرزمينهاى زير فرمان على ( ع ) بيرون براند .
جاريه آنگاه حدود يك ماه در شهر جرش توقف كرد تا اينكه خود و يارانش استراحت كنند . هنگامى كه بسر از مقابل جاريه مى گريخت مردم به سبب بد رفتارى و خشونت و ستمى كه روا داشته بود بر او و سپاهش حمله مى كردند و بنى تميم بخشى از بار و بنه او را در سرزمين هاى خود تصرف كردند . ابن مجاعة ، سالار يمامه ، همراه او پيش معاويه مى رفت تا با او بيعت كند و چون بسر پيش معاويه رسيد گفت : اى
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 191
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٩١