تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
خواهد كرد . هند گفت : اگر مى خواهد فقط بر قوم خود سرورى كند بر سوگ او بنشينم [ يعنى بايد بر همه اقوام سيادت و سرورى كند ] . معاويه همواره داراى همتى عالى بوده و به جستجوى كارهاى بزرگ بر آمده و خويش را آماده و شايستهء رياست مى دانسته است . او يكى از دبيران رسول خدا ( ص ) هم بوده است ، هر چند درباره چگونگى اين موضوع اختلاف است . آنچه كه محققان سيره نويس برآنند اين است كه وحى را على ( ع ) و زيد بن ثابت و زيد بن ارقم مى نوشته‌اند و حنظلة بن ربيع تيمى و معاوية بن ابى سفيان نامه‌هاى آن حضرت را براى پادشاهان و رؤساى قبايل و برخى امور ديگر و صورت اموال صدقات و چگونگى تقسيم آن را ميان افراد مى نوشته‌اند . معاويه از ديرباز على عليه السلام را دشمن مى داشته و از او منحرف بوده است و چگونه نسبت به على ( ع ) كينه نداشته باشد و حال آنكه برادرش حنظله و دايى او وليد بن عتبه را در جنگ بدر كشته است ، و با عموى خود حمزه در كشتن پدر بزرگ مادرى او عتبه - يا در كشتن عموى مادرش شيبه به اختلاف روايات - همكارى كرده است و گروه بسيارى از خاندان عبد شمس را كه پسر عموهاى معاويه بوده‌اند و همگى از اعيان و برجستگان ايشان بوده‌اند كشته است . سپس هم كه واقعهء بزرگ قتل عثمان پيش آمد و معاويه با ايراد اين شبهه كه على ( ع ) از يارى عثمان خوددارى كرده ، تمام گناه آن را بر عهده آن حضرت گذاشت و گفت : بسيارى از قاتلان عثمان بر گرد على جمع شده‌اند . و كينه استوارتر شد و برانگيخته گرديد و امور پيشين را به ياد آورد تا كار به آنجا كشيد كه كشيد . معاويه با همهء عظمت قدر على عليه السلام در نفوس و اعتراف همه اعراب به شجاعت او و اينكه او دلاورى است كه نمى توان برابرش ايستاد ، در حالى كه عثمان هنوز زنده بود ، او را تهديد به جنگ مى كرد و از شام نامه‌ها و پيامهاى خشن و درشت براى على ( ع ) مى فرستاد ، تا آنجا كه ابو هلال عسكرى در كتاب الاوائل خود نقل مىكند كه معاويه در روى على ( ع ) چنين گفت : ابو هلال مى گويد : معاويه در اواخر خلافت عثمان به مدينه آمد . عثمان روزى براى مردم نشست و از كارهاى خود كه بر او در آن باره اعتراض شده بود پوزش
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 171 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى