تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
زبير بن به كار روايت مىكند كه عبد الله ، پسر يزيد بن معاويه ، پيش برادر خود خالد آمد و اين موضوع به روزگار حكومت عبد الملك بن مروان بود . عبد الله به خالد گفت : اى برادر امروز قصد كردم كه وليد پسر عبد الملك را غافلگير سازم و بكشم . خالد گفت : بسيار تصميم بدى دربارهء پسر امير المومنين كه ولى عهد مسلمانان هم هست داشته‌اى موضوع چيست گفت : سواران من از كنار وليد گذشته‌اند ، آنها را بازيچه قرار داده و مرا هم تحقير كرده است . خالد گفت : من اين كار را براى تو كفايت مى كنم . خالد پيش عبد الملك رفت وليد هم همانجا بود . خالد گفت : اى امير المومنين سواران عبد الله بن يزيد از كنار وليد گذاشته‌اند ، وليد آنها را مسخره و پسر عموى خود را تحقير كرده است . عبد الملك سرش پايين بود ، سر بلند كرد و اين آيه را خواند : « پادشاهان چون به ديارى حمله كنند و در آيند آن را تباه مى سازند و عزيزان آن را ذليل مى كنند و شيوهء آنان همينگونه است و چنين رفتار مى كنند . » خالد در پاسخ او اين آيه را خواند : « و چون اراده كنيم كه اهل ديارى را هلاك سازيم پيشوايان و متنعمان آن را امر كنيم كه در آن تباهى كنند و عذاب بر آن واجب مىشود ، سپس آن را نابود مى سازيم نابود ساختنى . » عبد الملك به خالد گفت : آيا دربارهء عبد الله با من سخن مى گويى به خدا سوگند ديروز پيش من آمد و نتوانست بدون غلط و اشتباه سخن بگويد خالد گفت : اى امير المومنين آيا در اين مورد مى خواهى به وليد بنازى [ يعنى او كه بيشتر غلط و اشتباه سخن مى گويد ] . عبد الملك گفت : بر فرض كه وليد چنين باشد برادرش سليمان چنين نيست . خالد گفت : بر فرض كه عبد الله بن يزيد چنين باشد برادرش خالد بدانگونه نيست . در اين هنگام وليد پسر عبد الملك به خالد نگريست و گفت : واى بر تو ساكت باش كه به خدا سوگند نه از افراد كاروان شمرده مى شوى و نه از افراد سپاه . خالد نخست خطاب به عبد الملك گفت : اى امير المومنين ، گوش كن و سپس روى به وليد كرد و گفت : اى واى بر تو جز نياكان من چه كسى سالار كاروان و چه كسى سالار سپاه بوده است . نياى پدريم ابو سفيان سالار كاروان بوده است و نياى ديگرم عتبة سالار سپاه بوده است . آرى ، خدا عثمان را رحمت كناد ، اگر مى گفتى كه من از سالارى بر چند بزغاله و بره و بر چند تاك انگور در طايف محروم بوده‌ام ، مى گفتم راست مى گويى .