خوار و زبون باشد و با سستى تن به زير بار ستم دهد و به سادگى لگام خود را به دست قائد سپارد ، يا به آسانى پشت براى راكب فرود آورد ، بلكه او چنان است كه آن مرد قبيله بنى سليم سروده : « اگر از من مى پرسى كه چگونهاى ، بدان كه من بر پيشامد روزگار شكيبا و سختم . بسيار بر من گران است كه بر من اندوهى ديده شود كه موجب آيد دشمن شاد و دوست اندوهگين شود . »
فصلى در رياء و نهى از آن
و بدان كه على عليه السلام ، پس از اينكه ما را به صبر فرمان داده است ، از رياء و خود نمايى در عمل نهى فرموده است . از رياء در عمل نهى شده است ، بلكه عملى كه در آن ريا باشد در حقيقت عمل نيست ، زيرا با آن قصد قربت و رضاى خداوند نشده است . ياران متكلم ما معتقدند و مى گويند كه سزاوار و شايسته است مكلف عمل واجب را فقط به همين نيت كه واجب است انجام دهد و از انجام كار زشت فقط براى آنكه زشت است پرهيز كند ، و چنين نباشد كه طاعت و ترك معصيت را به اميد ثواب يا بيم از عقاب انجام دهد كه خود اين فكر عمل او را از اينكه راهى براى رسيدن به ثواب باشد باز مى دارد ، و اين موضوع را با عذر خواهى تشبيه كرده و گفتهاند : آن كس كه از بيم اينكه او را عقوبت كنى ، از گناهى كه كرده است از تو عذر خواهى مىكند - نه از پشيمانى بر كار زشتى كه انجام داده است - عذرش در نظرت پذيرفته و گناهش در نظرت بخشوده نيست . و البته اين مقامى جليل است كه فقط از هزاران هزار ممكن است تنى چند به آن برسند .
در احاديث و اخبار در مورد نهى از ريا و ظاهر سازى روايات بسيار آمده است و از پيامبر ( ص ) روايت شده كه فرموده است : « روز قيامت كسى را مى آورند كه به اندازهء كوهها - يا فرموده است : كوههاى تهامه - اعمال خير انجام داده و فقط يك گناه مرتكب شده است . به او گفته مىشود : آن اعمال خير را انجام دادى كه گفته شود آنها را تو انجام دادهاى و چنين گفتند ، و همان پاداش تو است ، و اين يكى گناه تو است ، او را به دوزخ بريد . »