تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
دارند ادامه يافته است و بيشتر ما به سبب غيظى كه دارد مى ميرد . » و از گفتار حكيمان است كه هيچ جسدى از حسد خالى نيست . حد حسد اين است كه از آنچه به ديگرى روزى و نصيب شده است خشمگين شوى و دوست بدارى كه آن نعمت از او زايل شود و به تو برسد و غبطه آن است كه از آن خشمگين نشوى و دوست نداشته باشى كه نعمت از او زايل شود ، ولى دوست بدارى و آرزو كنى كه نظير آن نعمت به تو نيز ارزانى شود و غبطه نكوهيده و ناپسند نيست . شاعر چنين گفته است : « چون به سعى و كوشش جوانمرد نمى رسند بر او حسد مى ورزند و همگان نسبت به او دشمن و ستيزه جويند ، همانگونه كه هووهاى زن زيبارو از حسد و ستم مى گويند زشت روى است . »

فصلى در مدح صبر و انتظار فرج و آنچه در اين باره گفته شده است

و بدان كه امير المومنين عليه السلام در اين خطبه پس از آنكه از حسد نهى فرموده است به صبر و انتظار فرج از خداوند فرمان داده است ، يا به مرگى كه راحت كننده است ، يا با دست يافتن و پيروزى به خواسته . صبر از مقامات شريف است و در آن باره احاديث فراوان رسيده است ، از جمله عبد الله بن مسعود از پيامبر ( ص ) نقل مىكند كه فرموده است : « صبر نيمى از ايمان است و يقين تمام آن » . و عايشه گفته است : اگر صبر به صورت مردى بود مردى بزرگوار مى بود . و على عليه السلام فرموده است : صبر ، يا صبر بر مصيبت است ، يا صبر بر طاعت ، يا صبر در پرهيز از معصيت ، و اين نوع سوم ، از دو نوع ديگر آن بلند مرتبه‌تر و گرانقدرتر است .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 158 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى