تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
على پسر عفان را كشته است . اينك پير ما را همانگونه كه بوده است به ما بر گردانيد پروردگارا براى عثمان يارى دهنده‌يى برانگيز كه آنان را با نيرو و چيرگى بكشد . » مردى از لشكر كوفه به او چنين پاسخ داد : « شمشيرهاى قبيله‌هاى مذحج و همدان از اينكه نعثل را آنچنان كه بوده باز گردانند خوددارى مىكند . آفرينشى درست پس از آفرينش خداوند رحمان و حال آنكه او در مورد احكام به حكم شيطان قضاوت مى كرد . او از حق و پرتو قرآنى كناره گرفت و جام مرگ را همانگونه كه تشنگان جام آب را مى نوشند نوشيد . . . » گويند در اين هنگام از ميان مردم بصره پير مردى خوش چهره بيرون آمد كه خردمند به نظر مى رسيد جبه‌اى رنگارنگ و با نقش و نگار بر تن داشت و مردم را به جنگ تشويق مى كرد و چنين مى گفت : « اى گروه ازد ، از مادر خود [ يعنى عايشه ] سخت مواظبت كنيد كه او همچون نماز و روزهء شماست او حرمت بزرگتر شماست كه حرمتش بر همه شما واجب است ، كوشش و دور انديشى خود را براى او فراهم و آماده سازيد ، مبادا زهر دشمن بر زهر شما چيره شود كه اگر دشمن بر شما برترى يابد سخت تكبر و گردنكشى مىكند و جور و ستم خود را نسبت به همهء شما معمول خواهد داشت ، قوم شما فداى شما باد امروز رسوا مشويد » . مدائنى و واقدى مى گويند : اين رجز تصديق روايتى است كه طلحه و زبير ميان مردم به پا خاستند و گفتند : اگر على پيروز شود ، موجب نابودى شما مردم بصره خواهد بود ، بنابر اين از خود حمايت كنيد كه او هيچ حرمت و حريمى را براى كسى باقى نمى دارد و آن را درهم مى درد و هيچ كودكى را باقى نخواهد گذاشت و آنان را خواهد كشت و هيچ زن پوشيده‌يى را رها نمى كند و او را به اسيرى خواهد گرفت ، بنابر اين پيكار كنيد ، چونان پيكار كسى كه از ناموس و حرم خود دفاع و حمايت مىكند و اگر نسبت به زن و فرزند خود رسوايى ببيند مرگ را بر آن بر مى گزيند . ابو مخنف هم مى گويد : هيچيك از رجز خوانان بصره رجزى دوست داشتنى تر