تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
قسمت كرد و به هر يك پانصد درهم داد و خود نيز همچون يكى از ايشان پانصد درهم برداشت . در اين هنگام كسى كه در جنگ شركت نكرده بود آمد و گفت : اى امير المومنين من با قلب و دل خود همراه تو بودم ، هر چند جسم من اينجا حضور نداشت ، اينك چيزى از غنيمت به من ارزانى فرماى . امير المومنين همان پانصد درهمى را كه براى خود برداشته بود به او بخشيد و بدينگونه به خودش از غنايم چيزى نرسيد . راويان همگى اتفاق دارند كه على عليه السلام فقط سلاح و مركب و بردگان و كالاهايى را كه در جنگ مورد استفاده لشكر جمل قرار گرفته بود تصرف و ميان اصحاب خود قسمت فرمود و اصحابش به او گفتند : بايد مردم بصره را در حكم اسيران جنگى و برده قرار دهى و ميان ما قسمت كنى . فرمود : هرگز . گفتند : چگونه ريختن خون آنان براى ما حلال و جايز است ، ولى اسير گرفتن زن و فرزندشان براى ما حرام و نارواست فرمود : آرى چگونه ممكن است زن و فرزندى ناتوان در شهرى كه مسلمان است براى شما روا باشد البته آنچه را آن قوم با خود به اردوگاه خويش آورده و در جنگ با شما از آن بهره برده‌اند غنيمت و از آن شماست ، ولى آنچه در خانه‌ها و پشت درهاى بسته است متعلق به اهل آن است و براى شما هيچ بهره و نصيبى در آن نيست . و چون در اين باره بسيار سخن گفتند ، فرمود : بسيار خوب . اينك قرعه بكشيد و ببينيد عايشه در سهم چه كسى قرار مى گيرد تا او را به هر كس قرعه اصابت كند بسپرم . گفتند : اى امير المومنين ، از خداوند آمرزش مى خواهيم ، و برگشتند .

خطبه ( 13 )

اين خطبه با جملهء « كنتم جند المرأة و اتباع البهيمة » ( شما سپاه زن و پيروان چهار پا بوديد ) شروع مىشود و در نكوهش مردم بصره است . [ دربارهء ] خبر دادن على عليه السلام از اينكه بصره را آب فرو خواهد گرفت و