و فرو خواهد آمد . در اين هنگام همگى آهنگ شتر كردند و آن را پى زدند . شتر در حالى كه نعرهيى سخت كشيد به زانو در آمد و همين كه زانو زد ، شكست و هزيمت در لشكر بصره افتاد .
از جمله رجزهاى لشكر بصره كه در جنگ جمل خوانده و روايت شده است اين ابيات است : « ما پسران قبيله ضبه و ياران شتريم . اگر مرگ هم فرود آيد با مرگ نبرد مى كنيم .
با لبهء تيز شمشير و پيكان ، خبر مرگ و خونخواهى عثمان را اظهار مى داريم .
پير مرد ما را براى ما بر گردانيد ، ديگر سخنى نيست مرگ در نظر ما از عسل شيرين تر است و چون اجل فرا رسد در مرگ ننگى نيست . على از بدترين عوض هاست و اگر مى خواهيد او را معادل با پير ما بدانيد هرگز برابر و معادل نيست . زمين پست و گود كجا قابل مقايسه با قلههاى بلند كوه است . » مردى از لشكر كوفه و اصحاب امير المومنين عليه السلام به او چنين پاسخ داد : « آرى ما نعثل را كشتهايم ، همراه ديگر كسان كه كشته شدند . هر كه مى خواست در آن كار فراوان شركت كرد يا كمتر . از كجا ممكن است نعثل باز گردانده شود و حال آنكه مرده و پوست بدنش خشكيده است . آرى ، ما بر ميان او زديم تا سقط شد . حكم او همانند سركشان نخستين است كه غنيمت را براى خود برگزيد و در عمل جور و ستم كرد . خداوند به جاى او بهترين بدل و عوض را داد و من مردى پيشرو و پيشاهنگم و سست نيستم ، براى جنگ دامن به كمر زدهام و دلاورى نامدارم . » ديگر از رجزهاى مردم بصره اين ابيات است : « اى سپاهى كه ايمان شما سخت استوار است ، به پا خيزيد به پا خاستنى و از خداوند رحمان فريادرس بخواهيد خبرى رنگارنگ به من رسيده است كه
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٢٣