تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
عبد شمس است . مردم پس از سپرى شدن مدت شورى و استقرار خلافت براى او ، با او بيعت كردند و پيشگويى زيركانهء عمر دربارهء او به وقوع پيوست و عثمان بنى اميه را بر گردن مردم سوار كرد و آنان را بر ولايات حكومت داد و زمينهاى خالصهء بسيار به آنان بخشيد . به روزگار عثمان افريقيه فتح شد و او تمام خمس آن را گرفت و به مروان بخشيد و عبد الرحمان بن حنبل جمحى در اين باره چنين سرود : « سوگند مى خورم به خداوندى كه پروردگار آفريدگان است كه خداوند چيزى را ياوه رها نمى فرمايد ، ولى [ اى عثمان ] تو براى ما فتنه‌يى پديد آوردى كه ما گرفتار تو شويم يا خود گرفتار آن شوى . همانا دو امين راه روشن را كه هدايت در آن است ، روشن و واضح ساختند . آن دو يك درهم به زور نگرفتند و يك درهم در راه هوى و هوس هزينه نكردند و حال آنكه تو به مروان خمس در آمد شهرها را دادى و راه و كوشش تو چه دور است از آنان كه سعى و كوشش كردند » در اين ابيات منظور از دو امين ابو بكر و عمرند . عبد الله بن خالد بن اسيد از او صلة و پاداش خواست و عثمان چهار صد هزار درهم به او بخشيد . حكم بن ابى العاص را كه پيامبر ( ص ) از مدينه تبعيد فرموده بود و عمر و ابو بكر هم او را بر نگردانده بودند به مدينه بر گرداند و صد هزار درهم به او جايزه داد . پيامبر ( ص ) جايى در بازار مدينه را كه به « مهزور » معروف بود وقف بر مسلمانان فرموده بود . عثمان آن را به حارث بن حكم ، برادر مروان بخشيد . همچنين فدك را كه فاطمه ( ع ) پس از رحلت پدرش ، كه درودهاى خدا بر او باد ، گاه به قاعدهء ميراث و گاه به عنوان بخشش ، مطالبه كرده بود و به او نداده بودند از اموال خالصهء