سخن مرا بشنويد و گفتار مرا به جان و دل بپذيريد ، شايد از پس اين اجتماع ببينيد كه دربارهء اين كار شمشيرها كشيده شود و پيمانها شكسته گردد ، آن چنان كه براى شما اجتماع و اتفاقى باقى نماند و برخى از شما رهبران گمراهان و شيعيان مردم نادان قرار گيريد . » مى گويم : هروى در كتاب الجمع بين الغريبين اين كلام على ( ع ) كه فرموده است « بر پشت شتران سوار مى شويم » را آورده و آن را دو گونه تفسير كرده است : نخست اينكه اين كار همراه با مشقت و سختى بسيار است و منظور على ( ع ) اين بوده است كه اگر حق ما داده نشود بر سختى صبر و شكيبايى مى كنيم ، همان گونه كه شتر سوار تحمل سختى مىكند . دوم آنكه از كس ديگرى پيروى مى كنيم همان گونه كه آن كس كه پشت سر ديگرى بر شتر سوار است پيرو نظر كسى است كه جلو نشسته است .
گويى على ( ع ) فرموده است : اگر حق ما را ندهند عقب مى مانيم و از ديگران پيروى مى كنيم ، همانگونه كه شخصى كه پشت سر ديگرى سوار است از او پيروى مىكند .
ابو هلال عسكرى در كتاب الاوائل خود مى گويد : نفرين على عليه السلام در مورد عثمان و عبد الرحمان برآورده و عملى شد و آن دو در حالى مردند كه از يكديگر متنفر و نسبت به هم دشمن بودند . عبد الرحمان به عثمان پيام فرستاد و ضمن سرزنش او به فرستاده گفت : به او بگو : اين من بودم كه ترا بر مردم ولايت دادم و براى من فضائلى است كه براى تو نيست . من در جنگ بدر حاضر بودم و تو در آن حضور نداشتى و من در بيعت رضوان شركت كردم كه تو در آن شركت نكردى و در جنگ احد گريختى و حال آنكه من پايدارى كردم . عثمان به فرستادهء عبد الرحمان بن عوف گفت : به او بگو : اما در مورد جنگ بدر پيامبر ( ص ) به سبب بيمارى دخترش مرا بر گرداند و حال آنكه من هم براى شركت در جنگ كه تو به قصد آن بيرون آمدى بيرون آمده بودم و چون هنگام بازگشت پيامبر ( ص ) از جنگ بدر ، ايشان را ملاقات كردم ، به من مژده دادند كه براى من هم پاداشى همچون پاداش شما منظور
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 94
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٩٤