تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
« و هر كس نقض بيعت كند همانا بر خود ستم كرده است » . اما شركت كنندگان در جنگ صفين كه در نظر و به عقيدهء اصحاب ما كه خدايشان رحمت كناد همگى جاودانه در آتشند زيرا فاسق و تبهكارند و اين گفتار خداوند كه فرموده است : اما ستمكاران ما هيمهء آتش جهنم گرديدند » . در مورد سخن ابن عباس كه مى گفته است : « از اينكه سخن امير المومنين على عليه السلام ناتمام مانده است تأسف مى خورم . . . » ، شيخ و استادم ابو الخير مصدق بن شبيب واسطى در سال ششصد و سه هجرى براى من نقل كرد كه اين خطبه را نزد ابو محمد عبد الله بن احمد معروف به ابن خشاب خواندم و چون به اين سخن ابن عباس رسيدم ، ابن خشاب گفت : اگر من مى بودم و مى شنيدم ابن عباس چنين مى - گويد ، به او مى گفتم : آيا در دل پسر عمويت چيزى هم باقى مانده كه نگفته باشد كه چنين تأسف مى خورى و به خدا سوگند او كه از كسى فروگذارى نكرده و هر چه در دل داشته گفته است و فقط حرمت پيامبر ( ص ) را در اين خطبه نگه داشته است . مصدق مى گويد : ابن خشاب مردى شوخ طبع بود به او گفتم : يعنى مى گويى اين خطبه مجعول و ساختگى است گفت : به خدا قسم هرگز و من به يقين و وضوح مى دانم كه اين گفتار على ( ع ) است ، همانگونه كه مى دانم تو مصدق پسر شبيبى . گفتم : بسيارى از مردم مى گويند اين خطبه از كلام خود سيد رضى است كه خدايش رحمت كناد . گفت : اين سخن و اين اسلوب و سبك چطور ممكن است از سيد رضى و غير او باشد ما به رسائل سيد رضى آشناييم ، طريقه و هنر او را هم در نثر مى شناسيم و با همهء ارزشى كه دارد در قبال اين كلام ارزشى ندارد ، نه سركه است و نه شراب ابن خشاب سپس گفت : به خدا سوگند من اين خطبه را در كتابهايى ديده‌ام كه دويست سال پيش از تولد سيد رضى تأليف شده است و آن را با خطهايى كه نويسندگانش را مى شناسم و همگان از علما و اهل ادب هستند ديده‌ام و آنان پيش از آنكه نقيب ابو احمد