به عثمان گفت . عثمان گفت : آرى . عبد الرحمان دوباره پيشنهاد خود را به على ( ع ) عرضه داشت و على همان گفتار خود را تكرار كرد . عبد الرحمان اين كار را سه بار انجام داد و چون ديد على از عقيدهء خود بر نمى گردد و عثمان همواره با گفتن آرى پاسخ مىدهد ، دست بر دست عثمان نهاد و گفت : سلام بر تو باد اى امير المومنين . گفته شده است على عليه السلام به عبد الرحمان فرمود : به خدا سوگند اين كار را نكردى مگر به اميدى كه دوست شما [ عمر ] از دوست خود [ ابو بكر ] داشت .
خداى ميان شما عطر منشم [ زنگار نفاق ] برافشاند . گويند همچنان شد و ميان عثمان و عبد الرحمان چنان كدورت و نفاقى پيش آمد كه هيچيك با ديگرى سخن نگفت تا عبد الرحمان درگذشت . در مورد اين گفتار امير المومنين على عليه السلام كه در اين خطبه مى گويد : « مردى از اعضاى شورى به سبب كينهء خود از من رويگردان شد » ، منظور طلحه است . هر چند قطب راوندى معتقد است كه منظور ، سعد بن ابى وقاص است ، زيرا على ( ع ) در جنگ بدر پدرش را كشته بود . و حال آنكه اين اشتباه است ، زيرا ابى وقاص كه نام و نسب او بدينگونه است : مالك بن اهيب بن عبد مناف بن زهرة بن كلاب بن مرة بن كعب بن لوى بن غالب ، در دوره جاهلى به مرگ طبيعى در گذشته است .
و اين گفتار على ( ع ) كه مى گويد : « و ديگرى به خاطر پيوند سببى با عثمان از من روى گرداند » ، يعنى عبد الرحمان بن عوف ، زيرا ام كلثوم دختر عقبة بن ابى معيط همسر او بوده است و اين ام كلثوم خواهر مادرى عثمان است و مادر هر دو اروى دختر كريز است .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 86
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٨٦